{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹 طناب را به گردنم انداختند

🌹 طناب را به گردنم انداختند

🌹 گفتند : آخرین آرزویت ؟

🌹 گفتم : دیدن عشــقم

🌹 گفتند : خسته است

🌹 تا صبح برایت طناب بافته
دیدگاه ها (۲۱)

ای فلک من را نمیزادی اجاقت کور بود؟من که خود راضی به این خلق...

ڪاش میدانستم چہ ڪسی سرنوشـتم رابافت....آنوقت به او میگفتم..ی...

💙 عکس نوشته

خدایا...✍ میخواستم برات نامه بنویسم💌 اما...مطمئنم نامه ام💌 ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۹۶شب فوق العاده اي بود و حساب...

وقتی فهمید تو خونه پدرت کتک میخوری.با هق هق پشت میز آرایشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط