✨ Part ⁸ : تقاصِ ابریشمی ✨

✨ Part ⁸ : تقاصِ ابریشمی ✨

رگ گردن جونگ‌کوک از شدت خشم و هیجان بیرون زد . او هرگز انتظار نداشت که قربانی‌اش در میانه‌ی شکنجه ، اینطور او را به چالش بکشد. او جانگ می را با شدت از خود جدا کرد، اما به جای پرت کردنش روی زمین ، او را روی شانه‌اش انداخت .


جونگ‌کوک رو به بقیه کرد و با صدایی که از شدت خشم می‌لرزید گفت : « نمایش تموم شد. برید گم‌شید بیرون ! این یکی...دیگه یه شکنجه‌ی عمومی نیست . »


او با قدم‌های سنگین از پله‌ها بالا رفت و به سمت بخش ممنوعه‌ی عمارت، یعنی اتاق شخصی خودش که دیوارهایش با چرم سیاه و عایق صدا پوشیده شده بود، حرکت کرد . وقتی وارد شد، با لگد در را بست و قفل کرد .


او جانگ می را وسط تخت بزرگ و سلطنتی‌اش پرت کرد. اتاق فقط با نور قرمز ضعیفی روشن بود . جونگ‌کوک کمربند چرمی‌اش را باز کرد و آن را دور دستش پیچید . صدای برخورد چرم ، در سکوت اتاق مثل تپش قلب یک هیولا بود .


او روی جانگ می خیمه زد و این بار ، دست‌های او را به ستون‌های بالای تخت زنجیر کرد . « می‌خوای من رو با خودم دفن کنی ؟ باشه... پس بذار ببینم وقتی واقعاً صاحبِ بدنت می‌شم، وقتی دردی بهت می‌دم که هیچ دارویی نتونه تسکینش بده ، باز هم می‌تونی اینطوری توی چشمام نگاه کنی و بخندی ؟ »


او صورتش را به صورت جانگ می کوبید و با خشونتِ تمام گفت : « امشب ، دیوارهای این اتاق قراره شاهد چیزی باشن که حتی توی بدترین کابوس‌هات هم ندیدی . من نه تنها خونوادت ، بلکه هویتت رو هم ازت می‌گیرم ، جانگ می .. تو از فردا صبح ، فقط یه سایه می‌شی که زیرِ سایه‌ی من نفس می‌کشه . »



🍓🫐✨
دیدگاه ها (۰)

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

دختر و پارتی

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

### پارت ۴: سایه‌ی حسادتسکوتِ سنگینِ بعد از اون بوسه، مثل سم...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

ادامه ی پارت ۱۹۵

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط