{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part تقاص ابریشمی

✨ Part ⁵ : تقاصِ ابریشمی ✨


تهیونگ از دور با دوربینی در دست ، از این لحظه فلاکت بار و در عین حال خیره کننده عکس می گرفت . « رئیس ، این بهترین شاهکارت تا به حال بوده . اون کاملا شکسته...»


جانگ می میان بازوان جونگ‌‌ کوک مثل بیدی می‌لرزید . داروهای جیمین مرز بین واقعیت و کابوس را برایش از بین برده بود و حالا تنها تکیه‌گاهش در این دنیای لرزان ، همان مردی بود که مسبب تمام درد هایش بود . پارگی پیراهنش و تماس مستقیم پوست سرد دیوار با بدنش ، لرزش او را تشدید می‌کرد .


جونگ کوک با دستانی که بوی باروت و سیگار میداد . صورت جانگ می را به سمت خود چرخاند . نگاهش روی لب های لرزان جانگ می قفل شد . « جوابم رو ندادی...صاحبِ روحت کیه؟»


جانگ می با چشمانی خمار از درد و توهم ، به چشمان وحشی جونگ کوک زل زد . لب هایش لرزید : « ت....تو....جونگ کوک...»


جونگ کوک نیشخندی زد که ردی از جنون در آن پیدا بود . او ناگهان جانگ می را از روی زمین بلند کرد و روی میز فلزی که ابزار های شکنجه رویش بود ، پرت کرد . صدای برخورد ابزارها و ریختنشان روی زمین ، در سکوت سالن مثل صدای شلیک بود .



🍓🫐✨
دیدگاه ها (۱)

سلام بخاطر این چند روزی که نبودم معذرت می‌خوام 😞 مریض شده بو...

😂🤌🏻😞

✨ Part ⁴ : تقاصِ ابریشمی ✨ در همین حال شوگا با یک انبر فلزی ...

✨ Part ³ : تقاصِ ابریشمی ✨ جونگ کوک از جانگ می فاصله گرفت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط