{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی قشنگہ👌

خیلی قشنگہ👌

در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد. سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت.گربه هم مرد.راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند. سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل می شوند.
اگر نتوانی روی زمین بهشت را پیدا کنی ، در آسمانها نیز نمی توانی آن را بیابی …
خانه خدا همین نزدیکی است و تنها اثاث آن مهربانی است !
دیدگاه ها (۱)

♥️میتوان ساده زیست... و از شادیهای کوچک لذت برد... کافیست با...

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور کنیمگاهی ت...

"مهـــــربان بودن"مهمــــترین قسمت"انســــان بودن" استایــن ...

دوستے بہ مرد و زڹ بودڹ نیسبہ کوچیک و بزرگ بودڹ نیسبہ دور و ن...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

توضیحات از خون و خاکستر 🩸خلاصه از خون و خاکستر:داستان در سرز...

❌ «ايلو ميناتي» یا همان 《 #ایلو 》 ، به یک سازمان سری، جهانی...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

بسم الله الرحمن الرحیم اربعین حسینی (ع) تسلیت باد امام صادق ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

فیک : بین راندها

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط