{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوتاه اما قشنگ

کوتاه اما قشنگ

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :

خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت و بدگویی کرده ؟؟؟

حکیم با تبسم گفت :

او تیری را بسویم پرتاب کرد که به من نرسید ...

تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی ؟؟؟

یادمان نرود هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنیها نباشیم ... ...
دیدگاه ها (۲)

صبحتون بخیر

بانو؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

#تلنگر🌱 مورد داشتيم طرف سوسيس کالباس نميخورده ميگفته گوشتش م...

کوتاه اما قشنگیکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره...

کوتاه اما قشنگیکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی دربار...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمیآمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت ...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمی امد وگفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت ...

@smsbaazیکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه...

حقیقت👌👌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط