CHERRY BLOSSOM

CHERRY BLOSSOM
Part 8
سونگمین میخواست شلیک کنه که صدای گریه ی رز مانع کار بعدیش شد از روی هان بلند شد و رفت رز رو توی آغوشش گرفت رز در برابر سونگمین زیادی کوچیک بود شبیه یه دختر بچه خودشو بیشتر توی بغل سونگمین جا داد
_خیلی خب گریه نکن کاری باهاش نکردم
رز با چشمای اشکی از بغل سونگمین اومد بیرون بدون توجه به اون رفت سمت جسم بی حال هان
×ا...اوپا لطفاً چشماتو نبند{گریه}
هان بخاطر درد زیادی که داشت بزور میتونست حرف بزنه و چشماشو باز نگه داره
£ر..رز
×اوپااااا{گریه بیشتر}
£یچیزی بهت بگم؟
×{سرشو تکون داد}
£وقتی گریه میکنی زشت تر میشی(توی ذهنش: زیباترین الهه ی روی زمین میشی)
رز مشتی به سینه ی هان زد که باعث شد ناله ای از دهن هان خارج شه هان با کمک رز تونست خودشو برسونه به مبل
رز همش اصرار میکرد که برن بیمارستان اما هان قبول نمیکرد
سونگمین هم تمام این مدت فقط سکوت کرده بود و دستاشو توی هم گره داده بود و به کانتر آشپزخونه تکیه داده بود و خنثی نگاهشون میکرد
رز از روی مبل بلند شد بی تفاوت از کنار سونگمین گذشت و رفت سمت آشپزخونه تا جعبه ی کمک های اولیه رو از توی کابینت بیاره و روی کبودی های هان رو پماد بزنه
.
.
.
بعد از اینکه کار رز تموم شد
سونگمین شروع کرد به حرف زدن:
_خب(کمی مکث) نمیخوای توضیح بدی که این پسره ی عوضی کیه و چرا انقد بهش اهمیت میدی؟
×با هان درست حرف بزن لطفاً
_دوست پسرته؟ چرا دیروز بهم نگفتی که دوست پسر داری؟
×هوففف{موهاشو بهم ریخت} هان دوست پسرم نیست پسر خالمه
_الان میخوای باور کنم؟
×هی کیم سونگمین من و تو یه رابطه ی فیک رو شروع کردیم پس تو حق نداری برای من تعیین تکلیف کنی فهمیدی؟
{پوزخند صداداری زد}
_حتی اگه رابطه امون فیک باشه تو حق نداری بغیر از من با پسر دیگه ای بری تو رابطه
£رز این پسره اسکله؟ من چرا باید دوست پسر توعه غر غرو ی زشت باشم؟
{مشتی به بازوی هان زد}
×ببند دهنتو توی این موقعیت هم نمک میریزی
_منتظر توضیح هستم
{نفس عمیقی کشید}
×ببین هان دوماه رفته بود سفر خارجه و امروز از سفرش برگشت و قراره تا خونش بازسازی میشه پیش من بمونه و اون فقط مثل برادر نداشته ی منه و ما هیچ رابطه ای باهم نداریم
_اها{خونسردانه}
{با نگاهی تاسف بار به سونگمین زل زد}
_چته؟
×نمیخوای عذر خواهی کنی؟
_نه
×پسره ی پرو{آروم}
£حالا که مشکلات حل شدن بهتره بریم غذامونو درست کنیم آخه من بعد از اون کتکایی که خوردم بیشتر گرسنه شدم
×منم گرسنمه ولی تو همینجا بشین و استراحت کن ینفر دیگه هست که کمکم بده{نگاهی به سونگمین کرد و پوزخندی زد}
_من؟
×اوهوم
_اوکی بریم! اتفاقا من آشپز خیلی خوبیم

ادامه دارد🍒......
دیدگاه ها (۲۱)

CHERRY BLOSSOMPart 9×از خود راضی هم که هستی_انقدر حرف نزن اگ...

CHERRY BLOSSOMPart10(=علامت فرد های متفرقه ) =منظورت چیه؟ می...

CHERRY BLOSSOMPart 7ویو هانبا رز سمت خونه اش راه افتادیم وقت...

CHERRY BLOSSOMPart 6چشمام برای باز بودن زیادی خسته بودن پس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط