عشق به سبک دختر مافیا
عشق به سبک دختر مافیا
پارت۳
™به طبقه ۳۱ام رسیدمو با دیدن اون دختر کله سفید خوشحال شدم سمتش رفتمو گفتم دنبال من بیا
×با شنیدن صدای رییس فهمیدم به به دفترش این طبقه است دنبالش راه افتادم که وارد دفترش شدو من هم پشت سرش رفتم کرکره هارو پایین دادو سمت من اومد و در گوشم زمزمه کرد اگر دلت میخواد معاون من باشی فقط به حرفام گوش بده
™پیشنهاد معاون شدن به کله سفید دادمو میخواستم ازش استفاده کنم درست مثل یه بچه که از اسباب بازی هایش استفاده میکنه من رشوه الکی به اون نمیدونم من پرونده این دخترو خوندمو میدونم توانایی اینکه معاون من بشه رو داره
×با پیشنهادی که بهم داد گفتم نیازی نیست خودم میتونم معاون شدم احتیاجی ندارم شما منو معاون کنین
™یادت رفته من رییستم وقتی میگم به حرفام گوش کن یعنی گوش بده نه اینکه رو حرفام حرف بزنی مچ دستشو محکم گرفتم و فشار دادم که آخی گفت و ولش کردم،برو سر کارت کار فرمان بهت میگه باید چیکار کنی
×چشم
™اینکه هر کاری میکردم اعصبانی نمیشد خیلی رو مخم بود باید یه جوری اعصبانیش کنم
پارت۳
™به طبقه ۳۱ام رسیدمو با دیدن اون دختر کله سفید خوشحال شدم سمتش رفتمو گفتم دنبال من بیا
×با شنیدن صدای رییس فهمیدم به به دفترش این طبقه است دنبالش راه افتادم که وارد دفترش شدو من هم پشت سرش رفتم کرکره هارو پایین دادو سمت من اومد و در گوشم زمزمه کرد اگر دلت میخواد معاون من باشی فقط به حرفام گوش بده
™پیشنهاد معاون شدن به کله سفید دادمو میخواستم ازش استفاده کنم درست مثل یه بچه که از اسباب بازی هایش استفاده میکنه من رشوه الکی به اون نمیدونم من پرونده این دخترو خوندمو میدونم توانایی اینکه معاون من بشه رو داره
×با پیشنهادی که بهم داد گفتم نیازی نیست خودم میتونم معاون شدم احتیاجی ندارم شما منو معاون کنین
™یادت رفته من رییستم وقتی میگم به حرفام گوش کن یعنی گوش بده نه اینکه رو حرفام حرف بزنی مچ دستشو محکم گرفتم و فشار دادم که آخی گفت و ولش کردم،برو سر کارت کار فرمان بهت میگه باید چیکار کنی
×چشم
™اینکه هر کاری میکردم اعصبانی نمیشد خیلی رو مخم بود باید یه جوری اعصبانیش کنم
- ۲.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط