عشق به سبک دختر مافیا
عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۱
™با صدای آلارم ساعت از خواب بیدار شدم با دیدن ساعت فهمیدم یک ساعت وقت دارم سمت دستشویی اتاق رفتمو صورتمو شستم و بعد رفتم حموم بعد حموم موهامو خشک کردمو از کشو لباس یک دست کت شلوار مشکی با یه پیراهن وکروات برداشتم بعد از پوشیدن لباس سمت میز آینه ام رفتمو شروع به آرایش کردم یه رژ قهوه ای رو دور لبم زدم و بعد رژ قرمز تیره ام رو داخل لبم زدم و لب پایین وبالام رو بهم مالیدم عاشق این رنگم،بعد از آرایش کفشامو پوشیدمو از خونه زدم بیرون سوار ماشین شدمو سمت شرکت حرکت کردم
(شرکت)
×امروز اولین روز کاریمه شنیدم این شرکت برای دختر مافیا هست همینطور شنیدم صاحب این شرکت خیلی عصبی و مغروره و از دو برادرش مین کی و مین گی خیلی با مهارت تره سرمو بالا گرفتم و با دیدن ساختمان بزرگ جلوی چشمم پشم داشته و نداشته ام ریخت بدو بدو سمت ساختمون حرکت کردم و واردش شدم وقتی واردش شدم دیدم یک عالمه آدم درحال ترددن سمت نگهبانی رفتمو ازشون پرسیدم بخش Aطبقه چندمه
+به ساختمان یانگ هی خوش آمدین وارد آسانسور که بشین زیر دکمه هر طبقه اسم بخش اون طبقه هم نوشته شده
×اوه متشکرم از راهنماییتون،سمت آسانسور حرکت کردم که یهو محکم رفتم تویه یچیزی با خودم فکر کردم ستونه سرمو بالا بردمو با دیدن یه دختر قدبلند چشام چارتا شد با این قد بلندش کفش پاشنه بلندم پاش کرده بود!!
™داشتم سمت ماشینم میرفتم چون گوشیمو جا گذاشته بودم که با برخورد جسمی کوچیک به بدنم سینه هام بدجور درد گرفتن ولی باید تضاهز میکردم خوبم سرمو پایین بردمو با دیدن دختری گوگولی با کله سفید دلم نرم شد ولی باید مغرورانه رفتار میکردم یانگ هی تو نباید ذوق کنی نههه
پارت ۱
™با صدای آلارم ساعت از خواب بیدار شدم با دیدن ساعت فهمیدم یک ساعت وقت دارم سمت دستشویی اتاق رفتمو صورتمو شستم و بعد رفتم حموم بعد حموم موهامو خشک کردمو از کشو لباس یک دست کت شلوار مشکی با یه پیراهن وکروات برداشتم بعد از پوشیدن لباس سمت میز آینه ام رفتمو شروع به آرایش کردم یه رژ قهوه ای رو دور لبم زدم و بعد رژ قرمز تیره ام رو داخل لبم زدم و لب پایین وبالام رو بهم مالیدم عاشق این رنگم،بعد از آرایش کفشامو پوشیدمو از خونه زدم بیرون سوار ماشین شدمو سمت شرکت حرکت کردم
(شرکت)
×امروز اولین روز کاریمه شنیدم این شرکت برای دختر مافیا هست همینطور شنیدم صاحب این شرکت خیلی عصبی و مغروره و از دو برادرش مین کی و مین گی خیلی با مهارت تره سرمو بالا گرفتم و با دیدن ساختمان بزرگ جلوی چشمم پشم داشته و نداشته ام ریخت بدو بدو سمت ساختمون حرکت کردم و واردش شدم وقتی واردش شدم دیدم یک عالمه آدم درحال ترددن سمت نگهبانی رفتمو ازشون پرسیدم بخش Aطبقه چندمه
+به ساختمان یانگ هی خوش آمدین وارد آسانسور که بشین زیر دکمه هر طبقه اسم بخش اون طبقه هم نوشته شده
×اوه متشکرم از راهنماییتون،سمت آسانسور حرکت کردم که یهو محکم رفتم تویه یچیزی با خودم فکر کردم ستونه سرمو بالا بردمو با دیدن یه دختر قدبلند چشام چارتا شد با این قد بلندش کفش پاشنه بلندم پاش کرده بود!!
™داشتم سمت ماشینم میرفتم چون گوشیمو جا گذاشته بودم که با برخورد جسمی کوچیک به بدنم سینه هام بدجور درد گرفتن ولی باید تضاهز میکردم خوبم سرمو پایین بردمو با دیدن دختری گوگولی با کله سفید دلم نرم شد ولی باید مغرورانه رفتار میکردم یانگ هی تو نباید ذوق کنی نههه
- ۲.۲k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط