{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت۲
×معذرت می‌خوام
™حواستو جمع کن من از کارمند های حواس پرتی خوشم نمیاد
×چییی؟؟این دختر رییسمه، وای نههه
™چیزی گفتی؟؟؟
×چییی؟نه منظورم اینکه چشم از این به بعد حواسمو جمع میکنم
™موفق باشی، از کنارش رد شدم این دختر بنظرم اسباب بازی خوبی میاد (خنده شیطانی)
×هوفففف بلاخره رفت کم تو زندگیم بدبختی داشتم اینم اضافه شد ولی از حق نگذریم خیلیییی جیگره موهای مشکی و بلند ابریشمیش چشمای کشیدش مژه های بلندش که می‌توانست باهاشون پرواز کنه و چشم های مشکیش دندون های خون آشامی و لبای قلوه ایش و سینه های بزرگش اوه من دارم به چی فکر میکنم باید سوار آسانسور شم سریع سوار آسانسور شدم تا هنوز درش بسته نشده بود طبقه ۳۱آخرین طبقه این ساختمون بود که بخش Aبود دکمه اش رو فشار دادمو تا رسیدن آسانسور به طبقه۳۱ام منتظر موندم
(دینگ دینگ به طبقه ۳۱ام بخش Aخوش آمدید)
™ گوشی به دست دکمه آسانسور رو زدم تا بیاد پایین پا خودآگاه تو خیالاتم غرق شدم اون دختر قد کوتاهی داشت موهای سفید وچشم های درشت و قرمز لبای کوچیک متوجه رونای بزرگش شدم خیلی آدمو وسوسه میکرد ولی من نامزد دارم پس نههه نمیتونم از باشم یانگ هی جمع کن این تصوراتتو آسانسور پایین رسید و سوار آسانسور شدم
دیدگاه ها (۰)

عشق به سبک دختر مافیا پارت۳ ™به طبقه ۳۱ام رسیدمو با دیدن او...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۴ ×یه آقای قد بلند سمتم اومد، چر...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱™با صدای آلارم ساعت از خواب بید...

نیازمند یک دختر متولد ۸۹یا۹۰مشهدی باشه و بقیه توضیحات رو دای...

Love and power ❤️⚡️Part 8مجبور بود کمی کمرش رو انحنا بده...و...

In the Embrace of Pain

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۹تهیونگ زیر لبی معذرت خواهی کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط