{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه‌بسا طعنه‌زدنهای تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده ست به من، باور کن
هیچکس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد . ...

سجاد سامانی
دیدگاه ها (۲)

انار شو که تمام لب تو را بمکمبه بغضم این همه سوزن نزن که می...

دیر کردی نازنینم کم کم آذر می رسدعمر آبان ماه هم دارد به آخر...

ای بر پدرت پاییز ، اینقدر نسوزانم از دوری و غم سرریز،اینقدر ...

بی نامِ تو با ترانه بودن ممنوعیک بیت بدونِ غم سرودن ممنوعبر ...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

....چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پ...

. . چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پ...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من ، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسن...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط