{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بر پدرت پاییز ، اینقدر نسوزانم

ای بر پدرت پاییز ، اینقدر نسوزانم
از دوری و غم سرریز،اینقدر نسوزانم


هی بارش بارانت هی داغ نبودن هاش
از بی کسی ام لبریز ، اینقدر نسوزانم
دیدگاه ها (۱)

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

انار شو که تمام لب تو را بمکمبه بغضم این همه سوزن نزن که می...

بی نامِ تو با ترانه بودن ممنوعیک بیت بدونِ غم سرودن ممنوعبر ...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل استما بقی قهوه و فنجان و شراب...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

وقتش رسیده که برمگردم به کشور عمان از کشورم میرم دلم برای اد...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

خب در اینجا میخوام چصناله کن-الان که دارم توجه میکنم میبینم ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط