{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《♥》قـول دآده بــود

《♥》قـول دآده بــود
《♥》 مــــــــن بآشَـم✔ تنهــآ یــآورِش!
《♥》 قَســم خـورده بـــود حتــی به جـون مـآدرِش!
《♥》وَلــے چـه بَـد رسید بـــه آخـــرِش!
《♥》 آره خـــــُب؛ سـَخـــــــته بــآورِش✘...
دیدگاه ها (۱)

بوسه های مجازی..هوس های سرد....اغوشهای خیالی ....احساسات از ...

.خوشم اومد از اون دختری که به دوست پسرش گفت:بــابــام که نیس...

بعضی اوقات تو اوجه خندیدنت ...یاده یه چیزی می افتی ...اونجاس...

واقعا ارزومون بود ولی خب من براش خوشحال شدم،ما به ارزومون نر...

در گذر از جاده ی زندگی آموختم که زندگی، طولانی ترین داستان د...

پارت ۶۲ روز بعد_ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه ی عصر_جیمین:دو روز از اومد...

دیروز با راغب جان رفتیم خونه همیشگی حمید بعد گذشت چند ماه ما...

نیما...هه اره هستم ولی وجود ندارم فعلا قرار نیست باشم بچه ها...

پارت سیزدهم ساحل یونگی و جیمین کنار ساحل نشسته بودن در حال ص...

الگوم قطعا کیم سه جونگه!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط