{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزدهم

پارت سیزدهم

ساحل

یونگی و جیمین کنار ساحل نشسته بودن در حال صحبت کردن بودن

یونگی: هنوزم برام باورش سخته آخه چطوری تو که پری ؟

جیمین: میدونم باورش سخته ولی واقعا پریم

یونگی: اوهوم حالا خون من میخوای برای چی؟

جیمین: خوب باید یه معجون درست کنیم که برای درست کردن این معجون نیاز به خون تو داریم

یونگی: آها من بهت خون میدم ولی تو کی برمی‌گیرد پیشم؟

جیمین: من اول باید خون به سرزمین ببیرم بعدشم زود برمیگردم پیشت

یونگی: اوهوم خوبه ولی دلم برات تنگ میشه جوجه


جیمین: منم ولی زودی میام بعدشم همیشه پیشت میمونم

یونگی: آره بعدش همیشه پیش خودمی


جیمین سرش روی شونه یونگی گذاشت و باهام به ستاره ها خیره شدن


یه ساعت بعد

یونگی: جیمین بهتره بریم خونه فردا که میخوای بری

جیمین: آره باشه بریم


یونگی و جیمین سوار ماشین شدن به سمت خونه راه افتادن


حمایت یادتون نره پرنسس ها 🌷✨️🫂
دیدگاه ها (۷)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵دو هفته بعد...یونگی از...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط