{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو منو دوست داری؟

تو منو دوست داری؟

پارت ۲۶

موقعیت: صبح جمعه

ویو بکی

الان دو هفته از اون ماجرا پسره فقیر میگذره ( بکی اون صحنه رو دیده )
و من الان ساعت۹:۳۰ میشه که مغازه رو باز کردم ولی خیلی شلوغه همون لحظه انیا هم رسید

انیا: اوهایو بکی سان

بکی: اوهایو انیا چاننننن
(و هم دیگه رو بغل کردند)

چند ساعت بعد

بکی: انیا من میخوام برم سرویس بهداشتی تو باش تا من برم و برگردم

انیا : هاییی( باشه😊)

ویو انیا

من سرم پایین بود و حواسم به حساب بود که یک آقایی با صدای آشنا

اون آقا : ل..طفا .... اینو ... حساب ..کنید

انیا: چشم

اون آقا:میشه اون خودکار رو لحظه ای به من بدید

انیا: چشم... بفرمائید( همچنان سرش پایین )

(دوستان انیا سرشو بالا نگرفت که ببین اون طرف کیه؟)

اون آقا: میشه ... دستتون رو بدید؟

انیا: چش...چییی؟ ( سرشو بالا آورد)

انیا: .......

اینم پارت ۲۶ جای حساس تموم شد 😑😑

اصکی❌
اجازه✅
دیدگاه ها (۴)

تو منو دوست داری؟پارت ۲۵ ویو بکی و ما بلخره کار پیدا‌کردیم م...

تو منو دوست داری ؟ادامه ۲۴بکی: من میرم بکش*مش انیا: وایسا......

به دنبال هم...پارت ۱...شروع...* ویو انیا *در ذهن انیا : هوف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط