{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و یک برخواستن

و یک برخواستن
از خوابی عمیق..به بیداریِ اجباری
که با اشک و هق هق شروع
و با سکوت پایان می یابد..
اهلِ زمین شدم روزی اما
اسمان برایم زیبا تر است
نمی دانم چرا پرواز نمی کنم...
اسمان، به اغوشم بگیر
زمین سالهاست که زمین خورده



همایون محمودی
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

پارت ۷۵

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

سناریو تهیونگ

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط