{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا هر دم به ترفندی شکسته قلب شیدا را

چرا هر دم به ترفندی شکسته قلب شیدا را !؟
گرفته از دلم آسان تمام دلخوشی ها را ؟!
من از درد فراقش شکوه ها دارم؛ خدا امّا
به جای دل نهاده در وجودش سنگ خارا را
به بزم نارفیقان دل سپرده بر رقیب امشب
نشسته در بَر غیر و ز خاطر برده او ما را
به مشکل ها در افتادم به زیر بار غم؛ آیا
به دستش وا کند آخر گره های معمّا را ؟
شبیه مرده ای گشتم که رفته روح؛ از جانش
بیاید می دهد با هر نفس؛ جان؛ صد مسیحا را
به چالش می کشد دنیا مرا در گیر و دارِ غم
حبیبم کی نگاهی می کند قلبِ شکیبا را !!
دیدگاه ها (۱)

در گرگ و میش،انجا که صبح، کورمال میخزد...بر دشت های خسته وبر...

در زاویه ای بسته و بی نوردر انزوای کلبه ی ویرانه و نمور...در...

دیروقت است. و من در بالکن خانه مشغول چرخیدن در باغ اسمانم. س...

جنگل کوچک عاشقی هستمپر از استعاره های سکوت....با دره ای در ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط