{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زاویه ای بسته و بی نور

در زاویه ای بسته و بی نور
در انزوای کلبه ی ویرانه و نمور...
در کوره راه دهکده ای دور...
افتاده ام خموش...
ابری، هوا و زمین، خیس...
پاییز، سوت و کور
آه ای عزیز من...
ای دست های تو به تنم...وصله های جور...
آه ای خدای این دل تنها..
ای روشنای دور...
در انتهای جاده ی نومیدی...
ای سوسوی چراغ یک آبادی!
لبخند تو بس است برای من
ای خنده ات حقیقت آزادی!
قدری بخند خوبترین من!
بر این گناه پیشه ی تبعیدی...
دیدگاه ها (۵)

هماره از تو می گویم...چونان نسیمی که بی وقفه از دل نیزار می ...

خسته ام اما به شوقَت در خیابانم هنوزپرسه های بی امانِ زیر با...

در گرگ و میش،انجا که صبح، کورمال میخزد...بر دشت های خسته وبر...

چرا هر دم به ترفندی شکسته قلب شیدا را !؟گرفته از دلم آسان ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط