ماجرای ما از نگاه تو شروع می‌شود همانجا که به آسمان خیره

ماجرای ما از نگاه تو شروع می‌شود همانجا که به آسمان خیره می‌شوی و منتظر می‌مانی تا شاید... شاید برف ببارد. من نگاهت می‌کنم و سیر نمی‌شوم از این بلاتکلیفی که دچارش شده‌ای . تو باز هم مرددی و می‌ترسی که مبادا کسی راز ما را بفهمد. اما پا سست نمی‌کنی و می‌آیی. [به من که رسیدی بیشتر از همیشه مکث کن.] وقتی برایت قصه می گویم سکوت کن. گوش کن و فقط دعا کن که برف ببارد. اگر برف ببارد بهانه‌ای داریم برای قدم زدن روی اندوه سپیدی که مثل تو بی‌قرار است و دم نمیزند. زیرِ بارش برف (اگر بارید) گاهی هم نگاهت را از من بگیر بگذار کشفت کنم. کشف تو سرآغاز ماجرایی‌ست که از نگاهت آغاز می‌شود همانجا که به آسمان خیره می شوی و منتظر می‌مانی تا شاید... شاید برف ببارد.

#رادیو_هفت_انقضا_ندارد : ) :

#امیرعلی_نبویان
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

میبخشی پارت ۳

پروانه جان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

جهانی میان بیداری و خواب

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط