{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزده

پارت سیزده

کوک ، آها بین تو و اون....
ا.ت ، خیر هیچی نیست
کوک ، راستی تهیونگ چی شد بازم ازیت میکنتت
ا.ت ، نه از اون شب به بعد دیگه ندیدمش
کوک، بهتر اون جور که من زدمش خیلی باید دیگه از جونش سیر شده باشه که بازم بیاد سمتت
(نکته شوگا هم به مهمونی دعوته )
ا.ت ، اگه پزدادنت تموم شد بپیچ چپ
کوک چشم غره

شوگا ویو

می‌خوام امشب بیشتر وقتمو با ا.ت بگذرونم ولی باید مراقب باشم از چنگم درش نیارن
کوک و ا.ت رسیدن و پیاده شدن و رفتن سمت امارت و رفتن داخل وقتی ا.ت کتشو در آورد بدن خوش فرمش کامل تو دید بود و این باعث میشد کوک و جیمین و شوگا که تازه این دوتا ا.تو دیدن به جوش بیان
جیمین ویو

چی کوک و ا.ت چرا باهم اومدن

جیمین ، ا.ت کوک خوش اومدین
ا.ت ممنون
کوک ، ممنون
جیمین ، شما دوتا چرا باهم اومدین
کوک ، من از ا.ت خواستم و اون قبول کرد و نزاشت ا.ت هم حرف بزنه
شوگا ویو
چی این چه لباسیه آه داره مغزمو در میاره خدااااا
کوک و ا.ت میان و پیش شوگا میشینن ا.ت و شوگا روبه روی هم هستن
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارده شوگا ، خوش اومدین کوک ، ممنون ا.ت، ممنونکوک ویوو...

پارت پانزده و کوک ا.تو برد توی اتاق و چسبوند به دیوار ا.ت قل...

پارت دوازده کوک ، خوب منم دیگه برم کاری نداری ا.ت ، نه خدافظ...

پارت یازده شوگا اومد تو شوگا ،سلام ا.ت نامجون ،جیمین ، کوک‌ ...

Part 13

Part 8

Part 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط