{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم از برای تو...

می نویسم از برای تو...

برای دختری که هنوز موجود نیست..و همین حالا،در این ثانیه،در آسمانهاست...
می نویسم برای تو...دخترکم...دخترک بازیگوشم...
می نویسم برای پوست برفی ات...برای موهایت که به رنگ بلوط جنگلهای رشته کوههای زاگرس می ماند...برای چشمهایت که مخمور است و همیشه به رنگ شب...و برای گونه های صورتی رنگ عاج مانندت...
صدای نشنیده ات را دوست دارم...حتی اگر گریه و فریاد کنی و شب بیداریهای من از تو باشد...
دوست دارم بخندی...بلند بلند...آنقدر که فرشته های آسمان تو را ببینند و بدانند که روی این زمین خاکی پر از دود و آهن،کسی هست که از انتهای روحش خوشحال است و قهقهه هایش تمام نشدنی ست....
می دانی که خیلی دوستت دارم؟می دانی که هنوز نیامده در بطن من،عاشقت شده ام کودکم؟
دیدگاه ها (۵)

معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟من پشیمانم بگو تاوان آن س...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

از خدا پرسیدم:چطور میتوان بهتر زندگی کرد؟ گفت:گذشته ات را بد...

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن چ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

اولین فیکخلاصهاسم پیوند خون و اختیارپارک آت زنی ۲۵ ساله که د...

The Last Shadow

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط