{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۶ف۲ +ای بابا چیه ب کارت برس طرفو دعوت کردم خونه فقط زودت

پ۶ف۲ +ای بابا چیه ب کارت برس طرفو دعوت کردم خونه فقط زودتر بیا خونه_علیک وسلام وراج بخاطر اون زنگ نزدم ولی بازم دمت گرم میخواستم خبر بدم قبول شدی اونم تهران +سلام جدی؟؟!_اره کاری نداری تا کارامو زودتر تموم کنم برم خونه تو هم بیا +باش کلاسم تموم شه چشم _آفرین خداحافظ دمت گرم گوشیو قطع کرد نزاشت جوابشو بدم بگم غمت کم بی تربیت کلاس شروع شد با تمام وجود گوش میدادم و یاد داشت میکردم ساعت۱ تموم شد تا رفتم خونه ساعت ۱ونیم شد کلید و انداختم و رفتم داخل +سلام به به جمعتون جمعه گلتون کم بود ک اومد بابا گفت_خوش اومدی گلم خاله و دختر خاله اومدن +میدونم خودم دعوتشون کردم منتها یادم رفت خبر مامان بدم _از دست تو ههههه سلام کردم و نشستم مامان گفت _ناهار بکشم برات سرمو تکون دادم و پاشدم رفتم دستامو بشورم ناهار رو مامان برام کشید منم دستامو میشستم ک میلاد در زد رفتم در رو باز کردم
دیدگاه ها (۰)

پارت. ۲۸

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

پارت هشتم

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

رمان

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط