part:¹¹
part:¹¹
خدمتکار : خانوم خاتون گفتن شما ناهار نخوردین الان براتون غذا آوردم لطفا میل کنید .
با اینکه اصلا اشتها ندارم .
ات: باشه بزارش اونجا برمیدارم میخورم .
بی میل به سمت سینی رفتم یکن از غذا خوردم ولی دلم نمیبرد.
خدمتکار : خانوم خانزاده یک ساعت پیش فریا خانوم رو طلاق دادن و از عمارت بیرون کردن و مردم روستا هم طبق رسوم کارشون رو با هاش انجام بدن . شما هم الان وسایلتون رو خدمتکار ها جمع میکن شما برید اتاق بزرگ شما الان فقط
همسر ارباب هستید ایشون دستور دادن
ات: باشه بهش رسیدگی میکنم .
خیلی خسته تر از این حرف ها بودم که کاری کنم یک ماه از ازدواجم میگذره و الان دیگه حوو ندارم . حتما براتون سواله که رسم مردم روستا چیه . اون ها به ترز وحشت ناکی اون دختر رو یائسه میکنن و جوری ایکار رو میکنن که مهم نیست زنده بمونه یا نه خیلی کم پیش میاد دختری زنده بمونه .
من از مادر جون شنیدم که میگفت به خاطر همین رسم خیلی کم پیش میاد هرزه ای پیدا بشه .
وسایلم رو جمع کردم و وارد اتاق بزرگ شدم با کمک خدمه وسایلم زود تر جمع شد داشتم وسایلم رو جمع میکردم که گردنبندم نبود همونی که یاقوت بنفش داشت .
صدای داد خانزاده میومد سریع بیرون رفتم .
که دیدم خدمتکاری رو جلوی پاش انداختن .
گردنبند ام دستش بود .
خانزاده :ات این گردنبد برای تو هست درسته .
ات: بعله درسته .
خانزاده : این خدمت کار رو ببرید تا تنبیه اش کنم .
ات: درسته که اون گردنبند برای منه ولی الان نه من اون رو به خدمتکار دادم .
جین: تو داری ازش دفاع میکنی من که میدونم تو ندادی .
ات: نه من بهش دادم اون نیاز مالی داشت کمک خواست منم بهش دادم
جین : ولش کنید .
خدمتکار اومد سمتم و ازم عذر خواهی کرد.
ات: مهم نیست این دیگه الان برای توعه .
خدمتکار : خانوم خدا از بزرگی کمکتون نکنه من مشکل مالی داشتم درسته دخترم روی تخت بیمارستان افتاده و باید عمل بشه ولی من پولش رو ندارم .
ات: فدای سرت برو و نجاتش بده .
درست بود که خیلی گردنبندم رو دوست داشتم ولی خب اون بچه مهم تره . هیچ وقت رازی نمیشم که بچه ای بخاطر اینکه من نتونستم بهش کمک کنم بمیره . 🫂
رفتم اتاق جدیدم که با هاش آشنا بشم ..
یه بالکن بزرگ رو به باغ سرویس بهداشتی بزرگ و تمیز . کمک های لباس بزرگ . یه میز توالت خیلی شیک و قشنگ که بیشتر ادکلن هاش مردونه بودن . حتما برای جین هست اینجا اتاق اون هست . تم اتاق تیره بود
خدمتکار : خانوم خاتون گفتن شما ناهار نخوردین الان براتون غذا آوردم لطفا میل کنید .
با اینکه اصلا اشتها ندارم .
ات: باشه بزارش اونجا برمیدارم میخورم .
بی میل به سمت سینی رفتم یکن از غذا خوردم ولی دلم نمیبرد.
خدمتکار : خانوم خانزاده یک ساعت پیش فریا خانوم رو طلاق دادن و از عمارت بیرون کردن و مردم روستا هم طبق رسوم کارشون رو با هاش انجام بدن . شما هم الان وسایلتون رو خدمتکار ها جمع میکن شما برید اتاق بزرگ شما الان فقط
همسر ارباب هستید ایشون دستور دادن
ات: باشه بهش رسیدگی میکنم .
خیلی خسته تر از این حرف ها بودم که کاری کنم یک ماه از ازدواجم میگذره و الان دیگه حوو ندارم . حتما براتون سواله که رسم مردم روستا چیه . اون ها به ترز وحشت ناکی اون دختر رو یائسه میکنن و جوری ایکار رو میکنن که مهم نیست زنده بمونه یا نه خیلی کم پیش میاد دختری زنده بمونه .
من از مادر جون شنیدم که میگفت به خاطر همین رسم خیلی کم پیش میاد هرزه ای پیدا بشه .
وسایلم رو جمع کردم و وارد اتاق بزرگ شدم با کمک خدمه وسایلم زود تر جمع شد داشتم وسایلم رو جمع میکردم که گردنبندم نبود همونی که یاقوت بنفش داشت .
صدای داد خانزاده میومد سریع بیرون رفتم .
که دیدم خدمتکاری رو جلوی پاش انداختن .
گردنبند ام دستش بود .
خانزاده :ات این گردنبد برای تو هست درسته .
ات: بعله درسته .
خانزاده : این خدمت کار رو ببرید تا تنبیه اش کنم .
ات: درسته که اون گردنبند برای منه ولی الان نه من اون رو به خدمتکار دادم .
جین: تو داری ازش دفاع میکنی من که میدونم تو ندادی .
ات: نه من بهش دادم اون نیاز مالی داشت کمک خواست منم بهش دادم
جین : ولش کنید .
خدمتکار اومد سمتم و ازم عذر خواهی کرد.
ات: مهم نیست این دیگه الان برای توعه .
خدمتکار : خانوم خدا از بزرگی کمکتون نکنه من مشکل مالی داشتم درسته دخترم روی تخت بیمارستان افتاده و باید عمل بشه ولی من پولش رو ندارم .
ات: فدای سرت برو و نجاتش بده .
درست بود که خیلی گردنبندم رو دوست داشتم ولی خب اون بچه مهم تره . هیچ وقت رازی نمیشم که بچه ای بخاطر اینکه من نتونستم بهش کمک کنم بمیره . 🫂
رفتم اتاق جدیدم که با هاش آشنا بشم ..
یه بالکن بزرگ رو به باغ سرویس بهداشتی بزرگ و تمیز . کمک های لباس بزرگ . یه میز توالت خیلی شیک و قشنگ که بیشتر ادکلن هاش مردونه بودن . حتما برای جین هست اینجا اتاق اون هست . تم اتاق تیره بود
- ۶.۲k
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط