{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست‌ات را به من بده

دست‌ات را به من بده
دست‌هایِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید.


احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

😄 😄 😄 👍

باور کنید

آدم وقتی فقیر می‌شود ،خوبی‌هایش هم حقیر می‌شوند !اما کسی که ...

تنها کسی ک گفت دوست دارم و باورم شد مادرم بود 😍 😍 😍

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

با من #دعا کنید!ای شاخه‌های خشکای دست‌های سردِ نوازش‌نیافتها...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط