{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

^درخواستی^

^درخواستی^
*وقتی سرپرستت شد*
+باشه فقط میتونم یک سوال بکنم
_پرسیدی دیگه سوالتو دیگه
+یااا خب ۳ سوال
_چرا ۳ تا؟
+چون دومی رو پرسیدم این هم که میپرسم میشه ۳(با خنده)
_باهوشی ها به پرس
+چرا منو به سرپرستی قبول کردی؟
اگه بهش میگفتم عاشقش شدم تیک تیک میشد
_خب‌نمیدونم زیبا بودی مهربان
ویو ۲ روز بعد:ویو ا.ت:
£آقا گفتم ۲ روز بعد چون اتفاقی نیوفتاده یا داخل داستان میگم
عاشقش شده بودم بدجور یک طرفس عشقمون میدونم ولی نمیدونم با خودم گفتم بهش اعتراف کنم پس شام رو خودم آماده کردم و خب همیشه دیر میاد و امروز فقط آجوما بود بقیه مرخصی بودن لباسم هم پوشیده بودم میز هم چیده بودم و خب من و آجوما بودم صدای کیلید اومد برگشتم دیدیم جیهوپه وقتی منو دید تعجب کرد نمیدونم چرا
ویو جیهوپ:
بعد از کلر های شرکت رفتم به کار های باند برسم و تمام شد کار هام رفتم عمارت و دیدیم که ا.ت اومد اههه‌این دختر ۲ روز اومده و منو کشته خیلی قشنگه واییی ولی با این لباس باز اعصبی نشدم تعجب کردم وایییی دلم میخواد به فا////کش بدم زیبا شده بود وقتی رفت نشست فکر کنم غذا رو خودش آماده کرده بود
+میشه به آجوما بگی بره یک چیز بهت بگم؟(اروم فقط جیهوپ شندید)
_اوهوم
_اجوما میخوای برو
علامت اجوما&
&چشم من رفتم خدافظ ارباب خدافظ دخترم
+_خدافط
_بگو کارتو
+خب چی بگم من عاشقتم جیهوپ
واقعی بود؟درست شنیدم اومد جلوم
+جوابا درباره من؟
_منم عاشقتم
نشست رو پام لب///شو بوس////دم خوشمزه‌ بود براید بغلش کردم بردم اتاقم
£بقیه اش‌کامنت ها🪷🦢
دیدگاه ها (۱۷)

*وقتی استادت بود*€بچه ها جیمین هم دوست پسر داره هم دوست دختر...

سناریو*وقتی بریدنشون ایران:نامجون:_ا.ت داری چیکار میکنی+دارم...

^درخواستی^*سناریو*وقتی داشتی با حیوون خونگیش بازی میکردی و ح...

^درخواستی^*وقتی سرپرستت شد*ویو ا.ت:خیلی خوشحالم چرا چون قرار...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

¹⁴سعی کردم بيدار بمونم‌ولی سیاهی ویو جونگکوک___صبح وقتی پا ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط