{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوال شرعي يه پسر........... امروز با نامزدم بيرون بودم،

سوال شرعي يه پسر........... امروز با نامزدم بيرون بودم، تا رسيدم خونه دست كردم تو جيبم ديدم گوشيم نيست! زنگ زدم كسي جواب نداد! مسيري رو كه پياده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگير!!! گفتم خدايا اگه پيدا بشه يه گوسفند ميكشم!!! خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به نامزدم گفتم: عزيزم من گوشيم گم شده، اگه زنگ زدي يا اس.ام.اس دادي جواب ندادم نگران نشو گفت نه عزيزم من نگران نشدم چون گوشيتو توي ماشين من جا گذاشتي. ولي نيوشا جون ومهسا جون و عسل جون تا حالا كلي اس.ام.اس دادن و يك بند هم دارن زنگ ميزنن! فكر كنم اونا خيلي نگرانت شدن. گوشيتو ميندازم تو سطل آشغال كنار در ورودي همون پارك خراب شده اي كه با توي عوضي توش آشنا شدم. ديگه هم به من زنگ نزن بااااي ...! حالا سوال شرعی : من الان بايد گوسفند بكشم يا نبايد ؟
دیدگاه ها (۲۷)

همه ی دردم این بود... عشقش بودم... وقتایی ک عشقش نبود..!

R1

اینم دلخوشی این.

بویکا

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

‌پارت‌1 سفید و سیاه🤍🪨 ویو سونگین ‌عصبانی‌ بودم ‌چند ...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط