دزد فرشته
☆----دزد فرشته---☆
#تکپارتی#چندپارتی#رمان#سناریو
#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فلیکس#سونگمین#جونگین
• #Part_10
+: از لحن مرموزش بدنم یخکرد
یعنی چی که مراقب من باشه میخواد چیکار کنه
سرمو اوردم بالا که دیدم مینهو بدجور داره نگام میکنه ولی سریع نگاشو دزدید و رو به اون مرده غرید
_سمتش نمیری چه برسه بخوای کاری کنی
§اخیی غیرتی شدی نگران نباش تا زمانی که کاری که میگمو بکنی کاری به این کوچولو ندارم ولی در غیر این صورت با لحن مرموزی ادامه داد
از اونجایی که میدونم خیلی واست مهمه کاری میکنم که واسه نکرده هات پشیمون بشی
مینهو نیشخندی زد و گفت
_فکر میکنی واسم مهمه میخوای باهاش چیکار کنی
یدفعه اومد سمتم که با تعجب نگاش کردم دستمو گرفت و هلم داد سمت همون مرده و رو بهش گفت
_چرا بعدا بیا همین الان ببرش و کارو تموم کن این بچه هیچ ارزشی برام نداره که باهاش تهدیدم میکنیم
هاج و واج وایساده بودم اون وسط و نگاشون میکردم یعنی چی که منو ببره!
میخواد باهام چیکار کنه؟
اون مرده که از وضعیت پیش اومده شوکه شده بود انگار یاد چیزی افتاده باشه با حالت عادی گفت
§مگه دوست دخترت نیس اوه البته یادم رفته بود تو چه لاشی هستی که فقط برای نیازت ازشون استفاده میکنیو بعد ولشون میکنی
ی نگاه به مینهو انداختم چشماش انقدر سرخ شده بود که شک کردم مویرگای چشمش پاره نشده باشن به لحظه حمله کرد به سمت سوجین و گرفتش زیر مشت و لگد جیغی زدم که اون اقاعه که فکرکنم دوست مینهو بود رفت جلو و سعی میکرد بگیرتش
- هان ولم کن من اینو ادمش کنم
و شروع کرد به دادن فوش های رکیک...
ویو هایون(ادمین)
مینهو از الکی به سوجین گفته بود ا.ت براش مهم نیس ولی همچنان درنگاه اول عاشق هم شدن
به افتخارتون سه پارت گذاشتم یه حمایت کوشولومون نشه؟ 🥺
•-----<>✨️🥂<>-----•
#تکپارتی#چندپارتی#رمان#سناریو
#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فلیکس#سونگمین#جونگین
• #Part_10
+: از لحن مرموزش بدنم یخکرد
یعنی چی که مراقب من باشه میخواد چیکار کنه
سرمو اوردم بالا که دیدم مینهو بدجور داره نگام میکنه ولی سریع نگاشو دزدید و رو به اون مرده غرید
_سمتش نمیری چه برسه بخوای کاری کنی
§اخیی غیرتی شدی نگران نباش تا زمانی که کاری که میگمو بکنی کاری به این کوچولو ندارم ولی در غیر این صورت با لحن مرموزی ادامه داد
از اونجایی که میدونم خیلی واست مهمه کاری میکنم که واسه نکرده هات پشیمون بشی
مینهو نیشخندی زد و گفت
_فکر میکنی واسم مهمه میخوای باهاش چیکار کنی
یدفعه اومد سمتم که با تعجب نگاش کردم دستمو گرفت و هلم داد سمت همون مرده و رو بهش گفت
_چرا بعدا بیا همین الان ببرش و کارو تموم کن این بچه هیچ ارزشی برام نداره که باهاش تهدیدم میکنیم
هاج و واج وایساده بودم اون وسط و نگاشون میکردم یعنی چی که منو ببره!
میخواد باهام چیکار کنه؟
اون مرده که از وضعیت پیش اومده شوکه شده بود انگار یاد چیزی افتاده باشه با حالت عادی گفت
§مگه دوست دخترت نیس اوه البته یادم رفته بود تو چه لاشی هستی که فقط برای نیازت ازشون استفاده میکنیو بعد ولشون میکنی
ی نگاه به مینهو انداختم چشماش انقدر سرخ شده بود که شک کردم مویرگای چشمش پاره نشده باشن به لحظه حمله کرد به سمت سوجین و گرفتش زیر مشت و لگد جیغی زدم که اون اقاعه که فکرکنم دوست مینهو بود رفت جلو و سعی میکرد بگیرتش
- هان ولم کن من اینو ادمش کنم
و شروع کرد به دادن فوش های رکیک...
ویو هایون(ادمین)
مینهو از الکی به سوجین گفته بود ا.ت براش مهم نیس ولی همچنان درنگاه اول عاشق هم شدن
به افتخارتون سه پارت گذاشتم یه حمایت کوشولومون نشه؟ 🥺
•-----<>✨️🥂<>-----•
- ۵.۲k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط