قلدر مدرسه(part 7)
قلدر مدرسه(part 7)
ویو یونگی
ساعت ۷ صب از خواب بیدار شدم می خواستم بازم بخوابم ولی مامان خانوم نزاشت و رفتم دستو صورتمو شستم و فرم مدرسرو پوشیدم و رفتیم سراغ مدرسه دره کلاسو باز کردم دیدن یوری داره درس میخونه منم رفتم پیشش نشستم
یونگی:سلام
یوری:سلام..خوبی
یونگی:ممنون(سرد)
یونگی:چرا داری درس میخونی
یوری:مگه نباید بخونم..مثلا امروز امتحان داریما
یونگی:چییی امتحان
یوری:آره نگو که نخوندی
یونگی:نه نخوندم(ریلکس )
یوری:خب پس چرا به من نگا می کنی کتاب باز کن بخون
یونگی:ول کن بابا کی به درس اهمیت میده
یوری:باشه وقتی ندونستی چی توی ورقه بنویسی بهت میگم
یونگی:برو بابا
(و میریم سراغ زنگ امتحان(خودم فردا امتحان دارم برای مدرسه جدید هیچی هم نخوندم اومدم براتون فیک می نویسم قدرمو بدونیدا😎😎😎)و توی امتحان همه سوال هارو داشتم می نوشتم که دیدم که یونگی داره میزنه دستم
یونگی:یوری جون جدتت بهم برسون
یوری:وقتی بهت گفتم بخون گفتی نه به ایجاشم فکر می کردی
یونگی:خواهش می کنم(مظلوم و کیوت)
یوری:اوفف باشه ولی جوری نگا کن که استاد نفه
یونگی:اوک
و بله یونگی تقلب کرد و تمام(فیک هنوز تموم نشده ها منظورم اینکه این زنگ تموم شد و ورقه هارو استاد گرفت).
.
.
و بعد نتایج
ایتاد:خب ورقه هاتونو اصلاح کردم
یوری۲۰ آفرین
کامبوکسو ۱۶ خوبه
میا ۱۸ آفرین
جونگکوک ۱۰ بیشتر تلاش کن کوک
کانگ ۷ بهخدا هیچی نمینوشتی بهتر بود
.
.
.
.
و یونگی ۱۹ آفرین درست خوب شده
و ورقه هارو از استاد گرفتیم
یونگی:ممنون که کمکم کردی
یوری:خواهش میکنم ولی دفعه بعد حتما بخونا دیگه من کمکت نمی کنم
یونگی:باشه میخونم حالا
یوری:آفرین
و مدرسه تموم شد و رفتن خونه
پایان این پارت
بچه بخواطر امتحان کوفتی من باید برم درس بخونم البته نمی خونم تقلب می نویسم ی ورق نوشتم بقیش با خودکار نامرعی نوشتم خب دیگه من رفتم باییییی👋
ویو یونگی
ساعت ۷ صب از خواب بیدار شدم می خواستم بازم بخوابم ولی مامان خانوم نزاشت و رفتم دستو صورتمو شستم و فرم مدرسرو پوشیدم و رفتیم سراغ مدرسه دره کلاسو باز کردم دیدن یوری داره درس میخونه منم رفتم پیشش نشستم
یونگی:سلام
یوری:سلام..خوبی
یونگی:ممنون(سرد)
یونگی:چرا داری درس میخونی
یوری:مگه نباید بخونم..مثلا امروز امتحان داریما
یونگی:چییی امتحان
یوری:آره نگو که نخوندی
یونگی:نه نخوندم(ریلکس )
یوری:خب پس چرا به من نگا می کنی کتاب باز کن بخون
یونگی:ول کن بابا کی به درس اهمیت میده
یوری:باشه وقتی ندونستی چی توی ورقه بنویسی بهت میگم
یونگی:برو بابا
(و میریم سراغ زنگ امتحان(خودم فردا امتحان دارم برای مدرسه جدید هیچی هم نخوندم اومدم براتون فیک می نویسم قدرمو بدونیدا😎😎😎)و توی امتحان همه سوال هارو داشتم می نوشتم که دیدم که یونگی داره میزنه دستم
یونگی:یوری جون جدتت بهم برسون
یوری:وقتی بهت گفتم بخون گفتی نه به ایجاشم فکر می کردی
یونگی:خواهش می کنم(مظلوم و کیوت)
یوری:اوفف باشه ولی جوری نگا کن که استاد نفه
یونگی:اوک
و بله یونگی تقلب کرد و تمام(فیک هنوز تموم نشده ها منظورم اینکه این زنگ تموم شد و ورقه هارو استاد گرفت).
.
.
و بعد نتایج
ایتاد:خب ورقه هاتونو اصلاح کردم
یوری۲۰ آفرین
کامبوکسو ۱۶ خوبه
میا ۱۸ آفرین
جونگکوک ۱۰ بیشتر تلاش کن کوک
کانگ ۷ بهخدا هیچی نمینوشتی بهتر بود
.
.
.
.
و یونگی ۱۹ آفرین درست خوب شده
و ورقه هارو از استاد گرفتیم
یونگی:ممنون که کمکم کردی
یوری:خواهش میکنم ولی دفعه بعد حتما بخونا دیگه من کمکت نمی کنم
یونگی:باشه میخونم حالا
یوری:آفرین
و مدرسه تموم شد و رفتن خونه
پایان این پارت
بچه بخواطر امتحان کوفتی من باید برم درس بخونم البته نمی خونم تقلب می نویسم ی ورق نوشتم بقیش با خودکار نامرعی نوشتم خب دیگه من رفتم باییییی👋
- ۲.۱k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط