{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۱





دختره: منم بی معرفت.نیکا.

با گفتن کلمه ی آحرش لرزش شدیدی به تنم بیوفته. با دهنی باز مونده به متین نگاه میکنم خجالت زده سرش انداخته پایین.
نیکاومتین؟!!!!!!!!!!!؟؟؟!!!!

دیانا: خانم با من شوخی نکنید.
نیکا: چه شوخیه من غلط بکنم با رل ارباب شوخی کنم.

وای گفت ارباب. چقدر دلم برای ارباب سنگ دلش تنگ شده.

دیانا: من باور نمیکنم. اگر خودتون هستید امروز یک تایمیو اوکی کنید همو ببینیم.
نیکا: وایییییییی من که از خدامهههههه. از رلتون بپرسم ببینم بهم اجازه میده؟

با گفتن این کلمه هم اصبی بیشم هم قند تو دلم آب میشه.

دیانا: خانم ارباب شما که نمیدونم کیه رل من نیست.
نیکا: اگر نمیدونستی کیه نمیگفتی رل من نیست.
دیانا: خانم وقتتون رو آزاد کنید من حتما باید شمارو امروز ملاقات کنم.

قه قه اش تو گوشی بلند میشه نگاهم میره سمت متین که با قه قه ی دختره که میگه نیکاعه چشماش برق خاصی افتاده.

چشم غوره ای براش میرم و دوباره بحس با دختره.
.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۰)

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۶۹نیم ساعتی هست که رسیدیم توی خونش. خونه...

رمان اخرین بوسه🤤پارت شونزدهم👇داشتن میرفتن خونه که تو راه یک ...

#زیباترین_عشق#پارت_7۳ دیانا _بیا خودتو کشتینیکا _وایی چقد قش...

رمان عشق هوسی پارت سوم

گناهکار pat 35:

از سری حرف های من با عاقای روشنفکر (1)

‌#پارت_پانزدهم #زیباترین_عشق

❤️✨لجباز_من❤️✨ پارت 4

پادشاه تاریکی پارت 25

فیک کوکی💜

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط