رمان گناه عشق❌🍷
رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۰
از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. و از اعصبانیت صورتم سرخ!
متین سریع گوشیش رو برد پشتش. که غریدم:(اون ذهن کثیفتم پاک کن😂🤭)
دیانا: اون کیه؟
متین: هی.. هیچکس..
دیانا: ارواح شکمت.
متین: هیچکس نیست.
دیانا: متین با من سر شوخیو باز نکن اون مای لاو بی صاحاب کیه؟
متین: هیچکس به.. بخدا..
دیانا: قسم خدا نخورد... ولم نمیکنه.. بده من گوشیو.
متین: نه..
دیانا: نه و نگمه.
متین: به خداکسی نیست.
دیانا:دِبده به من گوشیووووووووو.
تا میخواست حرف بزنه گوشیو از دستش قاپیدم. و بدون اینکه وایسم اون مای لاو کثافت حرف بزنه شروع کردم به حرف زدن:
دیانا: زنیکه ی بی صاحاب. تو شماره دادش منو از کدوم گوری اوردی؟ میخوای گولش بزنی؟ گُه میخوری. زشت نکیتتتتتتت......
با حرفش حرفام رو قطع کرد:
دختره: دیانا توییی؟(باذوق)
چقدر صداش آشنا بود! اسم من رو از کجا میدونست؟ چرا برای شنیدن صدای من ذوق کرد؟
دیانا: تو کی هستی؟
دختره: بی معرفت منو یادت رفت؟
دیانا: من اصلا شمارو نمیشناسم. اسمتون چیه؟
.........؟...........؟.........
پارت:۷۰
از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. و از اعصبانیت صورتم سرخ!
متین سریع گوشیش رو برد پشتش. که غریدم:(اون ذهن کثیفتم پاک کن😂🤭)
دیانا: اون کیه؟
متین: هی.. هیچکس..
دیانا: ارواح شکمت.
متین: هیچکس نیست.
دیانا: متین با من سر شوخیو باز نکن اون مای لاو بی صاحاب کیه؟
متین: هیچکس به.. بخدا..
دیانا: قسم خدا نخورد... ولم نمیکنه.. بده من گوشیو.
متین: نه..
دیانا: نه و نگمه.
متین: به خداکسی نیست.
دیانا:دِبده به من گوشیووووووووو.
تا میخواست حرف بزنه گوشیو از دستش قاپیدم. و بدون اینکه وایسم اون مای لاو کثافت حرف بزنه شروع کردم به حرف زدن:
دیانا: زنیکه ی بی صاحاب. تو شماره دادش منو از کدوم گوری اوردی؟ میخوای گولش بزنی؟ گُه میخوری. زشت نکیتتتتتتت......
با حرفش حرفام رو قطع کرد:
دختره: دیانا توییی؟(باذوق)
چقدر صداش آشنا بود! اسم من رو از کجا میدونست؟ چرا برای شنیدن صدای من ذوق کرد؟
دیانا: تو کی هستی؟
دختره: بی معرفت منو یادت رفت؟
دیانا: من اصلا شمارو نمیشناسم. اسمتون چیه؟
.........؟...........؟.........
- ۵.۰k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط