سناریو

#سناریو
#درخواستی
#استری_کیدز
.
وقتی وحشیانه بوسشون میکنیم
.
.
.
چان:ا.ت
ا.ت:گوه خوردم
چان:دیگه دیر شده برای گوه خوردن
(بدبخت ا.ت چهار قلو حاملست)
.
مینهو:(ا.ت بوس نمیکنه مینهو اونقدر وحشیانه پیش رفته از لب ا.ت جون خون میاد)
.
چانگبین:ا.ت تور خدا بسه
ا.ت:نه بس نیست بعد دو هفته به جوجوت اجازه نمیدی بوست کنه
(بچه در تعجبم چون همین ی ساعت پیش لباش رو غذا حساب کرده بودی
.
هیون جین:ا.ت
ا.ت:جانم
هیون:چرا اونکارو کردی
ا.ت:چیه ناراحتی
هیون:من نه باید تو ناراحت باشی چون قراره کار به جاهای باریک بکشه
ا.ت:من گوه خوردم با خودم
‌.
جیسونگ:اخخخخخخخخخخ
ا.ت:چته بی جنبه بوس ندیدی تا حالا
جیسونگ:این بوس نیس این شمشیر بود(قربونش بشم دارع گریه می‌کنه
.
فیلیکس:
(متاسفانه این دوتا بیمارستانن )(قضیه چون بعد از بوس ا.ت زیر لیکس جون میده آخر بیهوش میشه و میرن بیمارستان)
.
سونگمین:(نمیدونم پابیمون (گیج به کره ای)مضلوم بود نمیدونم چش شد که فقط میتونم بگم دلم برا ا.ت میسوزه)
.
جونگین:(بچه نون اول سرخ شده بود از خجالت ولی بعدش قانون هاایی که چان هیونگمون گذاشته بود یادش می‌ره و تبدیل به ددی نون میشه)
.
.
(پایااااااااانننننننننن)
ببخشید اگه زیادی اسماتی نداشته باشه چون من مسلمانم(کاملا دروغ میگم)
موچ بهتون💖💖💖💖💖💖
دیدگاه ها (۶)

#درخواستی#سونگمین#یکپاتی_یا_چندپارتی.....هوای سالن پر از رای...

وقتی اولین بار می‌خواد ببوست اولش خجالت میکیشه ولی بعدش خوشش...

صبر کنینچرا اینقدر کیوتجنیییییسسسسییییی قوبونت برمممممم اوخو...

#پارت سه#هیونجبن...(ویو ا.ت)ساعت حدود ۲شده بود دیگه کمکم نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط