{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟
در خیالات تو خفتن ، چه گناهی دارد ؟

یک بغل ، خواب خوش و ناز در اغوش غزل
با تو گفتن ، وَ شنفتن ، چه گناهی دارد ؟

مگر این نیست که من عاشق و همراه تو ام ؟
هِی نگو وای تو و من ، چه گناهی دارد

زندگی قبل تو بگذشت و عزیزم با تو
باز هم صرف گذشتن ، چه گناهی دارد ؟

از چه رو طعنه به چشمانِ خمارم زده ای ؟
شب و روز مستِ تو گشتن ، چه گناهی دارد ؟

دلبرم باز غزل رو به شکایت ها رفت
مگر این ساده دلِ من ، چه گناهی دارد ؟
دیدگاه ها (۱)

گذر از کوچه بن بست دلت کردم و دلدار شدم من در آن بیخبری ماند...

به سر زلف خودت باز مرا دار زدیجان به در بردم و تو باز به تکر...

پاسی از شب رفت وقتش شد که بی تابت کنمآمدم با شعر های تازه بد...

بزن دنیا بزن رسمت چنین است..... سزای دل به تودادن هم...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

ببخشید؛ این چند خط صرفاً شوخی‌ست و جسارتش پایِ طنزِ بی‌ادبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط