{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروبا که میشه روشن چراغها دریم رام دام دریم رام دام ریم د

غروبا که میشه روشن چراغها دریم رام دام دریم رام دام ریم دام بقیه شو چون بلد نبودم آنگشو زدم خخخخخخخ
دیدگاه ها (۶)

واقعا موندم توش طرف ی چیز درست کرده به نازکی ناخن دست شصتاد ...

شب بود از تشنگی داشتم میمردم بلند شدم یک لیوان پر از آب بالا...

بچه ها لیوان چایی ولو شد روتبلت شهرام بفهمه پوست کلمو میکنه ...

بدون نمیشه زندگی کردبرای باید که بندگی کردبقیه اشم بلد نیستم...

*رمان:#ناجی_خشن✨️☕️پارت:³اونجام دستش رو پس زدم بالاخره ولم ک...

یِ بیو بدیم؟اسمم:نازنینِ ولی منو به مین جی بشناسینتاریخ تولد...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط