{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود از تشنگی داشتم میمردم بلند شدم یک لیوان پر از آب ب

شب بود از تشنگی داشتم میمردم بلند شدم یک لیوان پر از آب بالای طاقچه بود بر داشتم وخوردم وگفتم آخیش جیگرم حال آمد
صبح که بیدار شدم داشتم دست وصورتم را می شستم که شنیدم مادر بزرگ میگه معلوم نیست دیشب کی آب دندون مصنوعی منو خورده تازه یادم آمد که من دیشب تشنه شدم از کجا آب خوردم اوغ اوغغغغغغ
دیدگاه ها (۷)

تربیت کردن ما بزرکترها خودش داستانی داره دروغ میگیم اگه بچه ...

فکر نکن در این دنیا تافته جدا بافته ای هستی وقتی آدمی با سرو...

واقعا موندم توش طرف ی چیز درست کرده به نازکی ناخن دست شصتاد ...

غروبا که میشه روشن چراغها دریم رام دام دریم رام دام ریم دام ...

پارت هشت رفتم شام خوردم بعد خوابیدمصبح بلند شدم رفتم دست و ص...

پارت جدییییییییید

تک پارتی: وقتی سرما خورده بود و...ادامه:لیوان رو سمتم گرفت:"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط