{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت 29﴾
باربد شکه شد و گفت:پسر بچه را می‌شناسی ؟
نیما :آنیا همیشه بهشون کمک میکنه.
آنیا:اره اسمش امیره خواهرش رژینا و برادرش تام هستش مامان باباش را بابای جین کشته کشته.
باربد :آقای جیون را میگی ؟ اون خیلی‌ آدم بدی بود حتی زن اولشو که یک دختر بدنیا آورد کشت با بچش خیلی‌ بی رحمه.
نیما :حالا ولش کنید ساعت هشت شبه بریم سینما بعدشم شهر بازی
باربد:سینما نه!
آنیا: چرا؟ نکنه از تاریکی می‌ترسی ؟
باربد:منو تو سینما راه نمیدن آخرین باری رفتنم تیر اندازی شد.
آنیا: بریم شهربازی پس.
هرسه تاشون رفتند توی شهر بازی تمام داخل شهر بازی از حسودی داشتند میمردن چون آنیا بین دو تا پسر خوشگل بود یهو یکی از قلدار های مدرسه آنیا دیدتش گفت :به به خانم آنیا از اینورا میبینم دو تا کیس خوب پیدا کردی .
آنیا:به به خانم لوسی چیشده پسر دیدی هل شدی ؟(با نیشخند گفت)
لوسی:آنیا نزار بگم برای پول مدرسه چکارا که نکردی.
آنیا: چکار کردم ؟
لوسی :خودتو به جین چسبوندی و همیشه ازش پول می‌گرفتی تازه بهش هم ک..و...ن می‌دادی و با س..ی..ن..ه.
آنیا: وقتی از چیزی نمی دونی حرف نزن. (با داد)
یهو یکی از دوستای لوسی خورد به لوسی آیس لته لوسی روی لباس آنیا خالی شد.
.........
بچه ها یهو تصمیم گرفتم لوسی را اضافه کنم به داستان انشالله خوشتون بیاد... راستی بدون حمایت شما من ناراحت میشم دیگه پارت نمیزارم.
دیدگاه ها (۲)

﴿ فصل 1قسمت30 ﴾آنیا لوسی را زد و گفت : خیلی‌ ه..رز..ه ایلوسی...

﴿ فصل 1قسمت31﴾از زبان باربد از دور دیدم که یک پسره دارد به آ...

﴿ فصل 1قسمت28 ﴾ آنیا :گشنمه بریم رستوان باربد:باشهنمیا:یک ر...

﴿ فصل 1قسمت27 ﴾آنیا و باربد و نمیا داشتند توی پیاده رو قدم م...

رمان حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط