{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شیشم

پارت شیشم
______________________
ویو یوریکو
داشتم به سمت پایگاه حرکت میکردم که از جنگل یهو صدای جیغ اومد
یوریکو : نیکول نظرت اون صدای چی بود؟
نیکولای : بیا بریم یه سری بزنیم
یوریکو : همینجوری دیرمون شده......
نیکولای : ولش کن بیا بریم
نیکولای دست یوریکو رو میگیره و بزور میبرتش
یوریکو : رسیدیم نیکول
نیکولای: من به غیر جنگل برهوت خدا هیچی نمیبینم
یوریکو یک نگاهی که از اینجا بریم بیرون کشتمت به نیکولای میندازه
نیکولای : ااااااااا......میتونیم با صحبت حلش ....... اونجارو
یوریکو : اره خودشه همون فردیه که جیغ زده بود
؟ : لطفا کمکم کنید یه شیطان دنبالمه
یوریکو با نیکولای میرن پیش دختره
یوریکو : اسمت چیه دختر جون
؟ : ک. ...کتی
یوریکو : از یه کشور دیگه اومدی؟
کتی : نه چطور
یوریکو : تو ژاپن مردمش علاقه ی زیادی به اسمای خارجی ندارن
کتی : اها
یوریکو : شیطانه چه شکلی بود
کتی : دقیقا این شکلی
کتی یهو خودشو تبدیل میکنه به شیطان بزرگ و قول پیکر میشه
؟ : مثل همیشه گولمو میخوری یوری
یوریکو : اهههه دوباره ریختی سر من چند بار شکست خوردی؟
؟ : هومممم نمیدونم
یوریکو : الکس بگیرم ......
الکس : نیازی به گفتن نیست خودم گرفتم ادامشو
نیکولای : راست میگه یوری با اون طرز گفتنت قشنگگگ معلوم بود
یوریکو : خب برای باخت دوباره آماده ای ؟
الکس : اوهوم.....
الکس : میزاشتی حرفم تموم شه
یوریکو : ببخشید دیگه
نیکولای با تلپورت یوری رو به پایگاه میبره
ویو چویا
هومممم یوریکو دیر کرده معلوم نیست کجا قیبش زده اصلا من چرا دارم به اون فک میکنم ما که از هم متنفریم.......
دیدگاه ها (۳)

پارت هفت______________________ویو چویا ما که از هم متنفریم. ...

پارت هشتم____________________ویو هیچکس اصلا ویو خودمبله داشت...

پارت پنجم ______________________________ویو دازایبا اونا مشت...

پارت چهار ________________________فردا ویو یوریکو فردا شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط