playmate p
#playmate p⁷⁴
کوک:....
نامی:چی شد که به این روز افتادی؟اینطوری نمیشه نمیتونی
کوک:از همون روزی که کیم ...کیم ات و.....
نامی:حتی اون شب ام تو زیاده روی کردی اگر با ات سر یه چیز احمقانه بحث نمیکردی اگر ...اگر وقتی رفت مانعش میشدی یا حتی ....
نامی: اصلا اینارو بیخیال اگر همون موقعه که تو شرکت کیم استخدام شد یکم پیگیری میکردی الان وضعمون این نبود
کوک:پس چرا ات هیچی نمیگه؟ حرف نزدنش عذابم میده منتظرم این حرفارو از زبون ات بشنوم.
نامی:اون هیچ وقت این چیزارو نمیگه.
کوک:باید چیکار کنم؟
نامی:فقط به خودت بیا ترس به جئون جونگکوک نمیاد با همین ترس ات و از دست میدی
کوک:...
نامی:فردا کار و یسره میکنیم
کوک: نمیتونم چند هفته بدون ات باشم میفهمی؟
نامی:میتونی یه عمر بدون ات زندگی کنی؟
کوک:یه روز نبودنش اندازه یه عمره
نامی:اون خاکه که بگیره دیگه پس نمیده نه کیم تهیونگ
نامی:پس دست از پا خطا نکن
کوک:فردا بیا عمارت.
نامی:باشه... میخای برسونمت؟
کوک: نه پیاده میرم
نامی:تا پایین جاده راه زیاده
کوک:گفتم میرم.
●○راوی ویو :
ادمای این قصه عوض شده بودن جادوی عشق با اتش نفرت و عصارهی ترس هرکسی رو عوض میکنه ته این داستان کی فدای عشق؟ و کی فدای نفرت میشه؟
درست بعد از هر لبخند غممهمون آدمک های به ظاهر استوار میشه.
اما خنده های کودکانه اخرین لبخندِ این داستانِ تلخ ما بوده اند ،ناگوار است این همه سال در پاسخ به یک لبخند به این شدت گریست.
آسمان چشمان او ابری تر از همیشه و خونین تر از خون است.
●☆در نهایت دست در زلف یار فرو میبرد یا چنگ در دامان خاکی که معشوقش را به ان سپردهِ؟☆●
برای یک مالکیت تمام عیار جان کدام یک فدا میشود؟
از دل کدام یک سخن بگویم؛!
به سینه هر یک که سر میزنم اندوهی سنگین گریبانم را میگیرد
قلب بی دفاع کیم
پیکر خونین ات
یا از چشمان غبار الودِ اندوهِ جئون؟
در اخر چه کسی پیروز میدانِ احساست مبهم این داستان می شود؟
کدام خون در تقاض خشم های پنهان این دنیای عشق و نفریت ریخته می شود؟
کوک:....
نامی:چی شد که به این روز افتادی؟اینطوری نمیشه نمیتونی
کوک:از همون روزی که کیم ...کیم ات و.....
نامی:حتی اون شب ام تو زیاده روی کردی اگر با ات سر یه چیز احمقانه بحث نمیکردی اگر ...اگر وقتی رفت مانعش میشدی یا حتی ....
نامی: اصلا اینارو بیخیال اگر همون موقعه که تو شرکت کیم استخدام شد یکم پیگیری میکردی الان وضعمون این نبود
کوک:پس چرا ات هیچی نمیگه؟ حرف نزدنش عذابم میده منتظرم این حرفارو از زبون ات بشنوم.
نامی:اون هیچ وقت این چیزارو نمیگه.
کوک:باید چیکار کنم؟
نامی:فقط به خودت بیا ترس به جئون جونگکوک نمیاد با همین ترس ات و از دست میدی
کوک:...
نامی:فردا کار و یسره میکنیم
کوک: نمیتونم چند هفته بدون ات باشم میفهمی؟
نامی:میتونی یه عمر بدون ات زندگی کنی؟
کوک:یه روز نبودنش اندازه یه عمره
نامی:اون خاکه که بگیره دیگه پس نمیده نه کیم تهیونگ
نامی:پس دست از پا خطا نکن
کوک:فردا بیا عمارت.
نامی:باشه... میخای برسونمت؟
کوک: نه پیاده میرم
نامی:تا پایین جاده راه زیاده
کوک:گفتم میرم.
●○راوی ویو :
ادمای این قصه عوض شده بودن جادوی عشق با اتش نفرت و عصارهی ترس هرکسی رو عوض میکنه ته این داستان کی فدای عشق؟ و کی فدای نفرت میشه؟
درست بعد از هر لبخند غممهمون آدمک های به ظاهر استوار میشه.
اما خنده های کودکانه اخرین لبخندِ این داستانِ تلخ ما بوده اند ،ناگوار است این همه سال در پاسخ به یک لبخند به این شدت گریست.
آسمان چشمان او ابری تر از همیشه و خونین تر از خون است.
●☆در نهایت دست در زلف یار فرو میبرد یا چنگ در دامان خاکی که معشوقش را به ان سپردهِ؟☆●
برای یک مالکیت تمام عیار جان کدام یک فدا میشود؟
از دل کدام یک سخن بگویم؛!
به سینه هر یک که سر میزنم اندوهی سنگین گریبانم را میگیرد
قلب بی دفاع کیم
پیکر خونین ات
یا از چشمان غبار الودِ اندوهِ جئون؟
در اخر چه کسی پیروز میدانِ احساست مبهم این داستان می شود؟
کدام خون در تقاض خشم های پنهان این دنیای عشق و نفریت ریخته می شود؟
- ۳.۱k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط