کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کس
کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کسی دیگر هم آغوش شد
کاش بودی و می دیدی که چه لحظه ی غمگینی بود؛وقتی که قلب جوانم را پیر وسالخورده کرد
کاش بودی دلداریم می دادی که پس از غروب دریا؛طلوعش را نیز ببینم
به سن های بعد بگویید که نسل ما نه سرپیاز بود نه ته پیاز...نسل ما خود پیاز بود که هر که ما رو دید گریه کرد...
کاش بودی و می دیدی که چه لحظه ی غمگینی بود؛وقتی که قلب جوانم را پیر وسالخورده کرد
کاش بودی دلداریم می دادی که پس از غروب دریا؛طلوعش را نیز ببینم
به سن های بعد بگویید که نسل ما نه سرپیاز بود نه ته پیاز...نسل ما خود پیاز بود که هر که ما رو دید گریه کرد...
- ۶۰۲
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط