{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کس

کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کسی دیگر هم آغوش شد
کاش بودی و می دیدی که چه لحظه ی غمگینی بود؛وقتی که قلب جوانم را پیر وسالخورده کرد
کاش بودی دلداریم می دادی که پس از غروب دریا؛طلوعش را نیز ببینم
به سن های بعد بگویید که نسل ما نه سرپیاز بود نه ته پیاز...نسل ما خود پیاز بود که هر که ما رو دید گریه کرد...
دیدگاه ها (۱۰)

من اومدم خوب شم ولی قسمت نشد...!!!

50 تومن گذاشتم ته کمد زیرِ لباسام که یادم بره و بعدا ببینم ر...

زنده ام نه از جانی که مانده...از استخوان های لجبازی که روی ه...

جاستین و هایلی اصلا اسمش که میاد حالم بهم میخوره اخخخخخخ؟؟

p26

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۵●•_راوی_ (برای اولین بار از ...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

پیمان نقره ای

رقص با سایه ها پارت یک

#ارباب‌سنگدل #پارت_14که نگاهش رفت سمت ...دختری که توی جای ت...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۱ صبح زود، ساختمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط