قلــــــب لعنتی ســـلام....لطفــا خفه شـــو و دیگه توی هی
قلــــــب لعنتی ســـلام....لطفــا خفه شـــو و دیگه توی هیچ کاری دخالــت نــــکن! اصلا به من چه که تو کی یا چی رو دوست داری......اگر هــم خـــسته شـدی اجبــــاری نیسـت به کــار کردنــــت !به جهــنـم دیـگـه کــار نــکن.....!تو هــم میتونی بـری پیش همون که دوستش داری ....خـسـته شــدم ازت میـفـهـمی خسـته شــدم.....تو کــه نمیتونی قلب کسی رو بشکنی .....تو کــه نمیتونی دروغ بگی .... تو کــه نمیتونی ثابت کنی که خوبی.....تو به چه درد من میخوری .......دیگه حالم ازت بهم میخوره......توی سینم گندیدی بدبخت ....!!!!!!برای خـودم متاسفم بخاطر داشتن همچـین قلبی...استعفا بده لعنتی!!!
امشب ببین که فقط من برای تو قلم زده ام
از ابتدای بغض تا ته درد را قدم زده ام!
پاشیده خون رگم روی تخت..، لختم و زمخت
بر بخت های شکسته دلِ احمقم لگد زده ام!
آن اخم و داد ها نشانهء آخرین تلاشم بود
بیچارگی ست ولی دوباره به غرورم رکب زده ام!
یک ته نفس که رو به زوال است مانده از این مرد
تنها شدم..، دوباره مهر سکوت بر لبم زده ام!
جانی تر از تمام قاتلان جهان، چشمهای توست
از بعد تو روی چشمهای سیاهم کفن زده ام!
باز آ ..، بمان و بگذار این کهنه دل جوان باشد
باور نمیکنم اینچنین به ریشه ام تبر زده ام
طوفان به پا کنم از غصه یا به خواب روم؟
لعنت به من که به هوای تو دنیا را به هم زده ام..!!
" هـیـس..!! "
امشب ببین که فقط من برای تو قلم زده ام
از ابتدای بغض تا ته درد را قدم زده ام!
پاشیده خون رگم روی تخت..، لختم و زمخت
بر بخت های شکسته دلِ احمقم لگد زده ام!
آن اخم و داد ها نشانهء آخرین تلاشم بود
بیچارگی ست ولی دوباره به غرورم رکب زده ام!
یک ته نفس که رو به زوال است مانده از این مرد
تنها شدم..، دوباره مهر سکوت بر لبم زده ام!
جانی تر از تمام قاتلان جهان، چشمهای توست
از بعد تو روی چشمهای سیاهم کفن زده ام!
باز آ ..، بمان و بگذار این کهنه دل جوان باشد
باور نمیکنم اینچنین به ریشه ام تبر زده ام
طوفان به پا کنم از غصه یا به خواب روم؟
لعنت به من که به هوای تو دنیا را به هم زده ام..!!
" هـیـس..!! "
- ۱.۴k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط