Part²
Part²
علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/ کیوم£
ساعت شیش صبح مثل بچه های کار بلند شدیم و بعد از خوردن صبحونه کوچیکترا رو حموم بردیم.. حموم های اینجا از استاندارد های جهانی حموم های سطح بینالمللی خیلی خیلی دور هست
ابگرمکن از زمستان سال پیش خراب هست و هنوز هم اقدامی برای تعمیرش نشده برای همین کسی رغبتی برای حموم کردن با آب سرد وسط زمستان نداره. اما آب سرد دوش های زنگ زده تنها یکی از مشکلاتی هست که باهاش سر و کار داریم؛ چکه چکه کردن آب از سقف و تارهای عنکبوت که به وضوح گوشه کناره ها و فاصله بین لوله های آب و سقف و پر کرده بودن دیده میشد و موش ها و جوندگان موذی که با شنیدن صدای پا سریع در میرفتن تنها بخش کوچکی از مشکلات اینجاست
ظرفیت محدود حموم باعث میشد دو یا سه نفره یا حتی بیشتر باهم حموم بریم و از یه دوش استفاده کنیم تا بجای اینکه شیش نفر حموم برن دوازده نفر یکجا حموم کنن.. ما حق داشتیم در هفته دوباره تو روز های یکشنبه و پنجشنبه حموم بریم برای همین سر و وضع ما و موهامون همیشه نسبت به سایر افرادی که میدیدیم ژولیده و بهم ریخته هست اما با وجود اومدن خانواده جدید یا مهمونی های مهم استثنایی هم وجود داشت.. مثل امروز!
امیلی رو مثل رولت بین حوله پیچیدم و بعد از خشک کردنش جوراب شلواری سفید و دامن صورتی رنگش و دادم دستش و کفش های سفیدش و پوشوندم و بعد هم موهاش رو خشک کردم و با کش پاپیون صورتی رنگش خرگوشی بستم...
+ حتی از انعکاست توی آینه هم خوشگل تر شدی
بغلم کرد و لبخند گرمی بهش زدم و رفتم کمک بقیه تا زودتر بچه هارو بشوریم و دوش بگیریم.. حدود پنج ساعت طول کشید تا تمام بچه های پرورشگاه حمام کنن و نوبت ما بشه و ما تا نهار فقط یک ساعت وقت داشتیم بنابراین چند نفره حمام کردیم تا به صرف نهار برسیم و بعد بتونیم از مهمون ها استقبال کنیم
با عجله شروع به خشک کرد موهام کردم و تیشرت ساده و کوتاهی به رنگ طوسی و شلوار جینی که به نظر از باقی لباس ها جدید تر می اومد رو همراه با کفش های جدیدی که یه هفته قبل از خیریه اومده بودن پوشیدم و موهامو شونه کردم و روی شونه هام انداختم
با دیدن ساعت با ولع و وحشت، سریع به سالن غذاخوری رفتیم تا قبل از خانم هجو اونجا باشیم و با همراهی اندکی شانس درست چند ثانیه زودتر ازش رسیدیم. خانم هجو با سری بالا و سرشونه های صاف و قدم های محکمش و با ظاهری آراسته و دامن و جوراب شلواری شیک مشکیش و لباس زرد زردارش جلوی چشم مهمون حاضر شد تا تذکرات لازم رو بهمون بده
.................
علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/ کیوم£
ساعت شیش صبح مثل بچه های کار بلند شدیم و بعد از خوردن صبحونه کوچیکترا رو حموم بردیم.. حموم های اینجا از استاندارد های جهانی حموم های سطح بینالمللی خیلی خیلی دور هست
ابگرمکن از زمستان سال پیش خراب هست و هنوز هم اقدامی برای تعمیرش نشده برای همین کسی رغبتی برای حموم کردن با آب سرد وسط زمستان نداره. اما آب سرد دوش های زنگ زده تنها یکی از مشکلاتی هست که باهاش سر و کار داریم؛ چکه چکه کردن آب از سقف و تارهای عنکبوت که به وضوح گوشه کناره ها و فاصله بین لوله های آب و سقف و پر کرده بودن دیده میشد و موش ها و جوندگان موذی که با شنیدن صدای پا سریع در میرفتن تنها بخش کوچکی از مشکلات اینجاست
ظرفیت محدود حموم باعث میشد دو یا سه نفره یا حتی بیشتر باهم حموم بریم و از یه دوش استفاده کنیم تا بجای اینکه شیش نفر حموم برن دوازده نفر یکجا حموم کنن.. ما حق داشتیم در هفته دوباره تو روز های یکشنبه و پنجشنبه حموم بریم برای همین سر و وضع ما و موهامون همیشه نسبت به سایر افرادی که میدیدیم ژولیده و بهم ریخته هست اما با وجود اومدن خانواده جدید یا مهمونی های مهم استثنایی هم وجود داشت.. مثل امروز!
امیلی رو مثل رولت بین حوله پیچیدم و بعد از خشک کردنش جوراب شلواری سفید و دامن صورتی رنگش و دادم دستش و کفش های سفیدش و پوشوندم و بعد هم موهاش رو خشک کردم و با کش پاپیون صورتی رنگش خرگوشی بستم...
+ حتی از انعکاست توی آینه هم خوشگل تر شدی
بغلم کرد و لبخند گرمی بهش زدم و رفتم کمک بقیه تا زودتر بچه هارو بشوریم و دوش بگیریم.. حدود پنج ساعت طول کشید تا تمام بچه های پرورشگاه حمام کنن و نوبت ما بشه و ما تا نهار فقط یک ساعت وقت داشتیم بنابراین چند نفره حمام کردیم تا به صرف نهار برسیم و بعد بتونیم از مهمون ها استقبال کنیم
با عجله شروع به خشک کرد موهام کردم و تیشرت ساده و کوتاهی به رنگ طوسی و شلوار جینی که به نظر از باقی لباس ها جدید تر می اومد رو همراه با کفش های جدیدی که یه هفته قبل از خیریه اومده بودن پوشیدم و موهامو شونه کردم و روی شونه هام انداختم
با دیدن ساعت با ولع و وحشت، سریع به سالن غذاخوری رفتیم تا قبل از خانم هجو اونجا باشیم و با همراهی اندکی شانس درست چند ثانیه زودتر ازش رسیدیم. خانم هجو با سری بالا و سرشونه های صاف و قدم های محکمش و با ظاهری آراسته و دامن و جوراب شلواری شیک مشکیش و لباس زرد زردارش جلوی چشم مهمون حاضر شد تا تذکرات لازم رو بهمون بده
.................
- ۱۲.۲k
- ۱۷ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط