(ادامه پارت قبل)
(ادامه پارت قبل)
میدونستی که جونگین اما بازم سعی میکردی که دستت کوچیکت رو از بین دست بزرگ مردونش بیرون بکشی که باید بگم اصن تاثیری نداشت فقط باعث شدی محکمتر دستت رو بگیره😑(برادر چرا مثل مافیا ها رفتار میکنی مگه معلم نیستی تو؟ معلم انقد خشننن😑)
از بار بیرون بردت و سوار ماشینت کرد و به طرف خونه رانندگی کرد..
.
.
به خونه که رسیدید مستقیم بردت تو اتاق و در رو پشت سرش قفل کرد و بعد از اون تنها جملهای که به زبون آورد این بود..
جونگین: با سونگ هون رفتار خوبی داشتی، مطمئنم که با بچه خودمون هم قراره همون قدر خوب رفتار کنی..!
و بعدش...دیگه به من ربطی نداره بقیش با ذهن کثیف خودتون☺️
فقط باید بگم بعد چند وقت فهمیدی یه نینی روباه تو شیکمت داری گیلیگیلیگیلی😊
End.
میدونستی که جونگین اما بازم سعی میکردی که دستت کوچیکت رو از بین دست بزرگ مردونش بیرون بکشی که باید بگم اصن تاثیری نداشت فقط باعث شدی محکمتر دستت رو بگیره😑(برادر چرا مثل مافیا ها رفتار میکنی مگه معلم نیستی تو؟ معلم انقد خشننن😑)
از بار بیرون بردت و سوار ماشینت کرد و به طرف خونه رانندگی کرد..
.
.
به خونه که رسیدید مستقیم بردت تو اتاق و در رو پشت سرش قفل کرد و بعد از اون تنها جملهای که به زبون آورد این بود..
جونگین: با سونگ هون رفتار خوبی داشتی، مطمئنم که با بچه خودمون هم قراره همون قدر خوب رفتار کنی..!
و بعدش...دیگه به من ربطی نداره بقیش با ذهن کثیف خودتون☺️
فقط باید بگم بعد چند وقت فهمیدی یه نینی روباه تو شیکمت داری گیلیگیلیگیلی😊
End.
- ۴۳۳
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط