{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۱۴

راوی: رسیدن به شهربازی و رفتن داخل
نایلا: بیاید بریم اول اون ماشین سواری ها رو امتحان کنیم
جیمین: بریم
راوی : رفتن بلیط‌ها رو گرفتن و رفتن سوار ماشین ها شدن و نایلا و جیمین پیش نشستن و جونگ کوک نمیخواست سوار بشه اما جونگ می دلش میخواست سوار بشه (راوی : خب سوار بشه کسی جلوشو نگرفته 😂)

الکس (یه مردی): خانوم ... خانوم
جونگ می: با منی؟
الکس: بله ... صندلی کنار من خالی میتونید پیش من بشینید (راوی: میخواد مخ تو بزنه 😂)
جونگ می: باشه
راوی : جونگ می میخواست سوار بشه که جونگ کوک مچ دستشو و گرفت و کشید عقب
جونگ می: ای دستم (راوی: اوخی دردت گرفت)
الکس: اقا محترم لطفا مزاحم خانوم نشید (راوی: مزاحم نیست مراحمه)
جونگ کوک: دوست دختر خودمه به تو چه ربطی داره
راوی: تا این جمله رو جونگ کوک گفت برق از سر جونگ می پرید
الکس : اووووووووووووو... واقعا متاسفم من قصد مزاحمت برای دوست دخترتون نداشتم ... ببخشید (راوی : مثل سگ داره دروغ میگه میخواست مزاحم بشه 🤣)
جونگ کوک : نمیبخشم
راوی : جونگ کوک از سالن اون بازی خارج شد و جونگ می دنبال خودش کشید و اومدن بیرون
جونگ می(عصبی): ای دستم و ول کن
راوی: جونگ کوک دست جونگ می و ول کرد
جونگ می : چرا به اون پسره گفتی که من دوست دخترتم ها؟(راوی: از خداتم باشه 😌)
جونگ کوک: ....
جونگ می(زیر لب) : جواب منو بده دوست نداری که داد بزنم که رئیس کل مافیا داخل شهربازی ها؟؟؟
جونگ کوک: ....
راوی: جیمین و نایلا اومد پیششون
نایلا: چرا نیومدید ؟؟؟
جونگ می: از بازیش خوشم نمیاد
جیمین: جونگ‌کوکا ... اون بازی تیر اندازی اگر مستقیم به هدف بزنی عروسک میگیری چطور امتحانش کنی ؟؟؟ تو ، توی اینکار مهارت زیادی داری
جونگ کوک: باشع


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط