{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت. ۴۸
ویو ا.ت

یکهو همه جا ساکت شد.
حرف سنگینی زد.
خودش فهمید.

یکدفعه..
درِ سالن باز شد و قامت جانگ جونگ هی..پادشاه خون آشام ها وارد شد.
قشنگ معلوم بود. که جونگین ریده به خودش.

جونگ هی خیلی با ابهت به سمت ما اومد.
روبه جونگین کرد و خیلی ریلکس گفت..
_بی احترامی به شاهدخت،خورد کردن غرور داماد سلطنتی، توهین و گوه خوردن درمورد پادشاه؟!

پوزخندی زد.
نگاهی ترسناک انداخت بهش.
راستش منم ترسیدم.
گودالی سیاه بالا سر جونگین پدیدار شد.

از گودال طناب های سیاهی دست و پای جونگین رو گرفت.
جونگین تقلا کرد.
اما اول پوست بعد گوشت و در آخر استخوان هاش رفت داخل گودال.

جونگین خنده ترسناکی کرد و بلند گفت..
_ از این به بعد تاوان گوه خوریاتون میشه این یا بدتر از این.

عوض شده بود..
ظاهرش..
ادامه دارد...
شرایط پارت بعد..
لایک:۲۰
دوستون دارم⁦🙂
دیدگاه ها (۹)

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۹ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۵۰ویو ا.تظاهرش خیلی..تغییر کرده بود.پوستش ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۷ویو ا.تیکدفعه وایساد.کوک: وای..تتو هام ر...

پسرِ آدمیزادپارت. ۴۶ ( البته فک کنم😂)ویو ا.تبه سمت جونگهی رف...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۴۴ ویو هینااز اونجایی که بدنم خیلی نرم...

#The master’sonly slave#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط