{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما هرچه بزرگ تر می شد به رفتار و اخلاقی که اسلام تأیید ک

اما هرچه بزرگ تر می شد به رفتار و اخلاقی که اسلام تأیید کرده و احمد از بزرگ تر ها می شنید با دقت عمل می کرد. مثلاً وقتی مدرسه می رفت تا می توانست به همکلاسی هایی که از لحاظ مالی مشکل داشتند کمک می کرد.
یادم هست وقتی در خانه غذای خیلی خوب و مفصلی درست می کردیم و همه آماده ی خوردن می شدیم احمد جلو نمی آمد! می گفت: توی این محل خیلی از مردم اصلاً نمی توانند چنین غذایی تهیه کنند. مردم حتی برای تهیه غذای معمولی دچار مشکل هستند ، حالا ما...
برای همین اگر سر سفره هم می آمد با اکراه غذا می خورد.
برای بچه ای در قد و قواره او این حرف ها خیلی زود بود. اصلاً بیشتر بچه ها در سن دبستان به این مسائل فکر نمی کنند.
اما احمد واقعاً از بینش صحیحی که در مسجد و پای منبر ها پیدا کرده بود این حرف ها را می زد. ب ای همین می گویم اولین جرقه های کمال در همین ایام در وجود او زده شد. رفته رفته هر چه بزرگ تر می شد رشد و کمال و معنویت او بالا رفت تا جایی که دیگر ما نتوانستیم به گرد پای او برسیم!

#عارف_شهید_احمد_علی_نیری
#کتاب #عارفانه

زندگی نامه عارف شهید احمد علی نیّری

https://wisgoon.com/pin/30054214/
دیدگاه ها (۳)

دختران جوان مشغول شنا...😔یک بار از احمد پرسیدم که احمد من و ...

روش زندگیاحمد آقا در سنین نوجوانی الگوی کاملی از اخلاق و رفت...

بعد از مراسم ختم به یکی از دوستان شهید گفتم: این شهید چند سا...

یه روز نگاه کردم تو چشمای حاج ابراهیم ، گفتم ابراهیم چشمات چ...

همچنین سردار سلیمانی در خاطره دیگری نقل کرده بودند: «من رفتم...

پارت ⁶☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆حق با کیه...؟☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چند ه...

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط