شهیدمطهری(ره):
شهیدمطهری(ره):
[تربیت عملی فرزند]
از این( ارشادگفتاری)بالاتر ، عمل خود پدر و مادر است و مخصوصا پدر ، یعنی پدر در منزل اگر عملش به گونهای باشد که پسر ، دختر و همسر همیشه در وجود او حقیقت را ببینند ، [ خاندان او اهل حقیقت خواهد شد ، ] در وجود او نه فقط نماز خواندن را ببینند ، احترام به نماز را ببینند ، ببینند اصلا نماز برای او یک حقیقت محترمی است . بچهای میبیند پدرش نماز میخواند ، اما میبیند این نماز برای پدرش کوچکترین کارهاست . سر ظهر که به خانه میآید ، از همه کارهایش فارغ شده میخواهد ناهار بخورد ، میگوید چقدر فاصله تا ناهار هست ؟ پنج دقیقه . پس ما نمازمان را بخوانیم تا خیالمان راحت شود . نماز در دل بچه به صورت یک امر غیرمهم وارد میشود ، برخلاف آن بچهای که پدر را میبیند برای او نماز مهمترین کارها و اصلهاست حتی برنامه اش را طوری تنظیم میکند که نماز اول وقتش [ از بین نرود ، ] مسافرت میخواهد برود ، میگوید به گونهای برویم که اول مغرب به نمازمان برسیم . بعد این نماز را با آداب و مستحباتش انجام میدهد . اصلا نماز در ذهن این بچه حالت دیگری پیدا میکند . مرحوم پدر خودمان رضوانالله علیه ، ما از بچگی این را میدیدیم که از نظر ایشان آنچه که مربوط به دین و مذهب بود در نهایت احترام بود ، نماز یک حقیقت محترم بلکه محترمترین حقیقتها بود . ما حس میکردیم ماه رمضان که میآید واقعا یک امر قابل احترامی میآید ، یک امری میآید که دارد استقبال میشود ، از ماه رجب و شعبان به استقبال میرفتند یعنی مرتب روزه مستحبی میگرفتند ، پیشواز میرفتند . پیشواز رفتن [ یعنی ] مهمانی دارد می آید که ما داریم استقبالش میکنیم . آداب ماه رجب ، آداب ماه شعبان و مستحبات این دو ماه عمل میشد . معلوم بود که به سوی یک امر بزرگ و خطیر دارند میروند . اگر بچه یک ذره قابل باشد در او اثر میگذارد . اگر در خانوادهای بچه حس کند که پدر راستی را به دلیل اینکه راستی است [ ترک نمیکند و ] دروغ اساسا به زبان این پدر نمیآید ، او راستگو میشود . اما بچهای که می بیند پدرش به خاطر کوچکترین منفعتی دروغ میگوید ، اگر پدر یک ساعت بنشیند بگوید بچه جان دروغ نگو ، او نمی تواند بپذیرد .
آشنائی باقرآن ج۸ص۱۰۰
[تربیت عملی فرزند]
از این( ارشادگفتاری)بالاتر ، عمل خود پدر و مادر است و مخصوصا پدر ، یعنی پدر در منزل اگر عملش به گونهای باشد که پسر ، دختر و همسر همیشه در وجود او حقیقت را ببینند ، [ خاندان او اهل حقیقت خواهد شد ، ] در وجود او نه فقط نماز خواندن را ببینند ، احترام به نماز را ببینند ، ببینند اصلا نماز برای او یک حقیقت محترمی است . بچهای میبیند پدرش نماز میخواند ، اما میبیند این نماز برای پدرش کوچکترین کارهاست . سر ظهر که به خانه میآید ، از همه کارهایش فارغ شده میخواهد ناهار بخورد ، میگوید چقدر فاصله تا ناهار هست ؟ پنج دقیقه . پس ما نمازمان را بخوانیم تا خیالمان راحت شود . نماز در دل بچه به صورت یک امر غیرمهم وارد میشود ، برخلاف آن بچهای که پدر را میبیند برای او نماز مهمترین کارها و اصلهاست حتی برنامه اش را طوری تنظیم میکند که نماز اول وقتش [ از بین نرود ، ] مسافرت میخواهد برود ، میگوید به گونهای برویم که اول مغرب به نمازمان برسیم . بعد این نماز را با آداب و مستحباتش انجام میدهد . اصلا نماز در ذهن این بچه حالت دیگری پیدا میکند . مرحوم پدر خودمان رضوانالله علیه ، ما از بچگی این را میدیدیم که از نظر ایشان آنچه که مربوط به دین و مذهب بود در نهایت احترام بود ، نماز یک حقیقت محترم بلکه محترمترین حقیقتها بود . ما حس میکردیم ماه رمضان که میآید واقعا یک امر قابل احترامی میآید ، یک امری میآید که دارد استقبال میشود ، از ماه رجب و شعبان به استقبال میرفتند یعنی مرتب روزه مستحبی میگرفتند ، پیشواز میرفتند . پیشواز رفتن [ یعنی ] مهمانی دارد می آید که ما داریم استقبالش میکنیم . آداب ماه رجب ، آداب ماه شعبان و مستحبات این دو ماه عمل میشد . معلوم بود که به سوی یک امر بزرگ و خطیر دارند میروند . اگر بچه یک ذره قابل باشد در او اثر میگذارد . اگر در خانوادهای بچه حس کند که پدر راستی را به دلیل اینکه راستی است [ ترک نمیکند و ] دروغ اساسا به زبان این پدر نمیآید ، او راستگو میشود . اما بچهای که می بیند پدرش به خاطر کوچکترین منفعتی دروغ میگوید ، اگر پدر یک ساعت بنشیند بگوید بچه جان دروغ نگو ، او نمی تواند بپذیرد .
آشنائی باقرآن ج۸ص۱۰۰
- ۵۲۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط