{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانند باغِ خشکِ خزان دیده ی ِ خموش

مانند باغِ خشکِ خزان دیده ی ِ خموش
در انتظارِ ارّه ی ِ بی رحم ِ روزگار

در یک کویرِ بی سر و ته ایستاده ام 
در استوای ِ کندن ِ جان، در دل ِ غبار..........
دیدگاه ها (۲۵)

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

عاشقانه های شبنم

بِسْمِ رَبِّ الْمَهْدِيِّ عَجَّلَ اللهُ تَعَالَى فَرَجَهُ 🌿ا...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

شهر یزد

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

قسمت پانزده

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط