{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دیدارت نمی آیم

به دیدارت نمی آیم

که هر دیدار

بهانه ای می شود برای دلتنگی

وقتی من آن قدر عاشقم

که در تلاقی با چشم های تو

تمام سلول هایم به حرف می آیند

وتو آن قدر خسته ای از شنیدن

که من از چشم های پر ستاره ات احساس شرم می کنم

مگر حرارت کوره انتظار

چند هزار درجه است ؟

که من وقتی به دست های تو می رسم

بریان بریانم

وتو همیشه فکر می کنی

شاعری با دل تب زده

هذیان می گوید
دیدگاه ها (۹)

گاه می گویم کاش نام تو ، هم نام یکی بود ز آشنایانم تا آن گا...

یاد من باش اگه خوابی اگه بیدار به همین بهانه یک شب حتی یک با...

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه ک...

.

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

سلام و احترام🌹گویش مثبت وظیفه مرد هست...دکتر سعید عزیزی .✍️ ...

تولدت مبارک، حبیب جان... تو رفتی، اما صدایت ماند.حالا به رسم...

تصاویر بسیار دلنشین و آرام‌بخش. دو #زوج #خوشبخت برای همراهی ...

عاشقانه های شبنم

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

من قبلا فکر میکردم زیباترین ادم یعنی کسی که چشم های قشنگی تر...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط