{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
خداروشکریکی دیگه اومدزد!
دیدگاه ها (۳)

بسلامتی پسری که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟ گفت تاحالا پشت ماشین...

دستهایم به آرزوهایم نرسید آنها بسیار دورند !اما درخت سبز صبر...

یارو صب تا شب تو خیابون مخ میزنه، شب تا صب تو شبكه هاي اجتما...

خانوما و اقایونی که میگن عکس نذارید چند نفر الکی بقیه رو مسد...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

پارت ۴۸

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، يه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط