{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هدیه اَم از تولّد

هدیه اَم از تولّد
گِریه بود
خَندیدن را تو به مَن آموختی
سَنگ بوده اَم
تو کوهَم کردی
برف بوده اَم
تو آبم کَردی
آب می شُدم
تو خانه دریا را نِشانَم دادی
می دانِستم گریه چیست
خَندیدن را
تو به مَن هدیه کردی..
.
و چه ساده اَند
آنان که می پِندارَند
عکسِ تورا به دیوارهایِ خانه اَم
آویخته اَم
وَنمیدانند که‌ مَن
دیوارها ی خانه اَم را
به عَکسِ تو آویخته اَم.
.
.
دیدگاه ها (۱)

ﺑــﻪ ﮐــﺴﯽ ﺑـﯿـﺸــﺘـﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺑــﺎﺭ ﺯﻧــﮓ ﻧــﺰﻥ ،ﻭ ﺑــﻪ ﭘـﯿــﺎﻡ...

فکر نکنید هر کس که از راه رسیدهر کس که با شما خندیدهر کس که ...

نطفه من یک حادثه بود تولدی اتفاقی‌ و بر حسب عادت زندگی‌ را ...

‍ رَبَّنَا 🙏 آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خ...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط