ادامه پارت
ادامه پارت 14۱
دست گل زر رو بین انگشتانش فشرد و روی صندلی شاگرد پرت کرد بیدرنگ ماشین روشن کرد پاش رو پدال گاز فشار داد میدونست که چیزی رو مخفی میکنه با غیب شدن های یهویی اش حدس زدنش سخت نبود اما با صبر حوصله منتظر مونده که خودش به حرف بیاد اما دیگه بس بود
دخترا نت به معنای واقعی ریده اینجا و از سر شب تاحالا دارم سعی میکنم که پارت بزارم اما واقعا داره کلافم میکنه 😵
دست گل زر رو بین انگشتانش فشرد و روی صندلی شاگرد پرت کرد بیدرنگ ماشین روشن کرد پاش رو پدال گاز فشار داد میدونست که چیزی رو مخفی میکنه با غیب شدن های یهویی اش حدس زدنش سخت نبود اما با صبر حوصله منتظر مونده که خودش به حرف بیاد اما دیگه بس بود
دخترا نت به معنای واقعی ریده اینجا و از سر شب تاحالا دارم سعی میکنم که پارت بزارم اما واقعا داره کلافم میکنه 😵
- ۸۹۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط