{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY LOVE

p6
ویو جیمین:

وقتی بغلش کردم.. آرامش.. تاحالا همچین حسی نداشتم

سوار ون شدیم... توی راه ات ساکت ساکت بود

میخواستم صداشو بشنوم.. چی؟ چرا؟ من که عاشقش نیستم.. پس ولش کن

وانیلا:

پسر.. عاشق دختر شده بود ولی غرورش مهم تر از حسش نسبت به یه دختر بود..

وقتی رسیدن... دختر بدو بدو از ون بیرون اومد.. سریع داخل اتاقش رفت و درو قفل کرد

از پسر خیلی میترسید... میترسید اذیتش کنه یا دوباره مثل صبح بهش تجاوز کنه...

خودش رو روی تخت پرت کرد.. بلند بلند گریه میکرد

دلش برای خونش.. دوستاش و همه چیش تنگ شده بود

"چرا؟ چرا اینقدر من بدبختم؟ از کارم اخراج شدم.. بدهی افتاد رو دستم.. یه مافیا منو گرفت.. هروقت بخواد بهم تجاوز میکنه.. خسته شدم" «عزیزم تازه روزای خوشته»

دختر این جمله رو بلند و با گریه زمزمه میکرد..

صدای گریش تو کل عمارت میپیچید..

پسر با سرعت دم در اتاق دختر رفت..

محکم رو در میکوبید

_ات باز کن

+برو *گریه*

_بهت گقتم باز کن *عصبانی*

+برو گمشو

با جیغ و گریه گفت و درو یه قفل دیگه کرد

_ات من دارم بهت دستور میدم این درو باز کنی *داد*

+نمیخوام *گریه*

پسر خونش جوش اومد و یا یه ضربه خیلی محکم درو شکوند و وارد اتاق شد

_مگه نگفتم درو باز کن *داد*

_حالا خودت میدونی چی میشه *داد*

+هق تروخدا ولم کن بزار برم برو یکی هق دیگرو بیار

دختر با گریه و لرزون گفت

_بیا بریم *داد*

+التماست میکنم ولم کن خواهش میکنم ولم کن *گریه*

_خفه شو مگه نمیگم بریم *عربده*

پسر دیگه تحمل نکرد و دست دختر کشید و با خودش با زیرزمین برد

+آیییی د.دستممم ولم کن *گریه*

_حرف نباشه
دیدگاه ها (۸)

MY LOVE

MY LOVE

MY LOVE

p4_اونجا ددی صدام کن مثلا دوست دخترمی+چشم_خودمونی باش+اخه می...

پارت۲

dark love

دختر کوچولوم

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

تقدیم به نگاه زیباتون

پارت۲

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕جونگکوک:خب لینا من میخام برم سئول( استر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط